تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 1337

مساهمون:

ص١٣٣٧
و چه تثنيه و چه جمع باشد مذكّر بوده يا مؤنّث باشد و در تمام حالات لفظ « ذا » را بدون تغيير صيغه بايد در كلام آورد چه اسم مخصوص مفرد بوده و چه غير آن باشد ، مذكّر بوده يا مؤنّث باشد مانند : حبّذا هند ، حبّذا الزيدان ، حبّذا الهندان ، حبّذا الزّيدان ، حبّذا الهندات . چنانچه ملاحظه مىكنيم در تمام حالات اسم مخصوص كلمه « ذا » ثابت بوده بدون اينكه از حيث افراد و تثنيه و جمع ، تذكير و تأنيث تفاوتى در آن پيدا شده باشد . پس مىتوان گفت كه كلمه « ذا » شبيه به ضرب المثل بوده كه در كلام اهل لسان جريان داشته و در تمام صور و حالات يكسان استعمال مىشود نظير اين عبارت مشهور : فى الصّيف ضيّعت اللّبن ( در تابستان شير را ضايع و تباه ساختى ) . شاهد در « تاء » از « ضيعت » بوده كه مكسور بوده و در تمام حالات و صورى كه اين ضرب المثل را به كار مىبرند همچنان مكسور مىباشد اعمّ از آنكه خطاب با مفرد مؤنّث بوده يا با غير آن باشد . بنابراين عبارت « فهو يضاهى المثلا » در متن علّت است براى عدم تغيّر « ذا » . ابن كيسان علّت عدم تغيّر آن را اينطور تقرير كرده است كه : مشار اليه « ذا » مفردى است كه به اسم مخصوص اضافه شده و حذف گرديده و مضاف اليه ( اسم مخصوص ) بجاى آن قرار گرفته است و مضاف محذوف هميشه مفرد مذكّر است لذا كلمه « ذا » را كه اشاره به آن است مىبايد هميشه مفرد مذكّر آورد لذا تقدير : حبّذا هند ، حبّذا حسن هند مىباشد و پر واضح است با اين تقرير لازم است هميشه كلمه « ذا » به همين صورت آورده شود . سپس شارح گويد : و از كلام مصنّف كه گفت : اول ذا المخصوص . . . فهميده مىشود كه اسم مخصوص در « حبّذا » هيچگاه برآن مقدّم نمىشود و حق هم همين است زيرا همانطورى كه گفتيم « حبّذا » همچون ضرب المثل بوده كه در وقت استعمال هيچ تصرّفى در اصل آن نبايد نمود . ابن بابشاذ گفته است : تقديم اسم مخصوص بر « حبّذا » از اينرو جايز نيست كه توهّم نشود در آن ضميرى است كه فاعلش بوده و ذا مفعول آن مىباشد .