نمىباشند بطورى كه اشباه و نظائر آنها را بتوان با آنها سنجيد و قياس نمود .
مصنّف گويد :
از خصائص فعل اين باب آنست كه معمولش هرگز برآن مقدّم نمىشود و نيز اتّصال فعل بمعمول و فاصله واقع نشدن بين آنها لازم مىباشد .
شارح گويد :
در ايندو حكم خلافى از ادباء نقل نشده و جملگى برآن اتّفاق دارند .
سپس مصنّف گويد :
فاصله شدن بين فعل تعجّب و معمولش بواسطه ظرف يا جارّ و مجرور در استعمالات وارد شده ولى در عين حال در جواز و عدم جواز آن بين حضرات اختلاف مىباشد .
شارح گويد :
فاصله شدن ظرف يا جارّ و مجرور بين فعل تعجّب و معمولش هم در نظم وارد شده و هم در نثر .
همچون قول عبّاس بن مرداس سلمى :
و قال نبىّ المسلمين تقدّموا * و احبب الينا ان تكون المقدّما
يعنى : و پيامبر مسلمين فرمود :
بسوى امرهاى نيك و كارهاى پسنديده سبقت بگيريد و چقدر محبوب است نزد ما اينكه تو از پيشى گيرندگان در اين امور باشى .
شاهد در « الينا » است كه بين « احبب » يعنى فعل تعجّب و فاعلش كه « ان تكون المقدّما » باشد فاصله شده .
و نيز مانند قول عمرو بن معديكرب :
ما احسن فى الهيجا و لقائها ) چقدر ديدار او در ميدان حرب نيكو و پسنديده است ) .
شاهد در فاصله شدن « فى الهيجا » است بين « ما احسن » كه فعل تعجّب بوده و معمولش يعنى لقائها .
سپس شارح گويد :
همان طورى كه مصنّف گفته البتّه در جواز و عدم جواز فصل بين ادباء اختلاف است :