تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 1316

مساهمون:

ص١٣١٦
مقصود از « افعل » أشدد مىباشد و شرح ساختن صيغه تعجّب از افعالى كه فاقد شرط هستند قبلا گذشت . مصنّف گويد : غير آنچه ذكر شد را محكوم به ندرت بدان و آن را برآنچه نقل و حكايت شده قياس منما . شارح گويد : مراد اينست كه اگر به نقلى برخورد كرده و ديديم كه فعل فاقد شرائط را منشاء اخذ صيغه تعجّب قرار داده و از آن يكى از دو صيغهء تعجّب را بناء نموده‌اند بدون اينكه از كلمه « اشدّ » يا « اشدد » استفاده كرده باشند بايد آن را محكوم به قلّت و ندرت دانست و علاوه برآن حكم به سماع بودنش كرد مانند : ما اذرعها ( چقدر تنددست مىباشد ) . اين مثال مأخوذ است از : امرأة ذرّاع . پس فعل تعجّب را از اسم ساخته‌اند نه فعل پس با اينكه فاقد شرط است معذلك از عرب شنيده شده كه افعل تعجّب را از آن اخذ كرده‌اند . و نيز نظير : ما اخصره ( چقدر كوتاه مىباشد ) . اين مثال مأخوذ از « اختصر » است كه ثلاثى مجرّد نيست و معذلك از آن افعل تعجّب بناء كرده‌اند . و هم‌چون : ما اعساه يا اعس به ( چقدر اميدوار است ) . اين مثال مأخوذ از « عسى » بوده كه فعل غير متصرّف است ولى در عين حال از آن افعل تعجّب بنا كرده‌اند . و مثل : ما احمقه ( چقدر حماقت دارد ) . اين مثال مأخوذ است از « حمق » كه وصف آن احمق بوده و بدين ترتيب واجد شرط نيست ولى معذلك عرب از آن افعل تعجّب بنا كرده‌اند . و همان طورى كه گفته شد تمام اين امثله مستند به سماع از عرب بوده و قياسى