مقصود از « افعل » أشدد مىباشد و شرح ساختن صيغه تعجّب از افعالى كه فاقد شرط هستند قبلا گذشت .
مصنّف گويد :
غير آنچه ذكر شد را محكوم به ندرت بدان و آن را برآنچه نقل و حكايت شده قياس منما .
شارح گويد :
مراد اينست كه اگر به نقلى برخورد كرده و ديديم كه فعل فاقد شرائط را منشاء اخذ صيغه تعجّب قرار داده و از آن يكى از دو صيغهء تعجّب را بناء نمودهاند بدون اينكه از كلمه « اشدّ » يا « اشدد » استفاده كرده باشند بايد آن را محكوم به قلّت و ندرت دانست و علاوه برآن حكم به سماع بودنش كرد مانند :
ما اذرعها ( چقدر تنددست مىباشد ) .
اين مثال مأخوذ است از :
امرأة ذرّاع .
پس فعل تعجّب را از اسم ساختهاند نه فعل پس با اينكه فاقد شرط است معذلك از عرب شنيده شده كه افعل تعجّب را از آن اخذ كردهاند .
و نيز نظير :
ما اخصره ( چقدر كوتاه مىباشد ) .
اين مثال مأخوذ از « اختصر » است كه ثلاثى مجرّد نيست و معذلك از آن افعل تعجّب بناء كردهاند .
و همچون :
ما اعساه يا اعس به ( چقدر اميدوار است ) .
اين مثال مأخوذ از « عسى » بوده كه فعل غير متصرّف است ولى در عين حال از آن افعل تعجّب بنا كردهاند .
و مثل :
ما احمقه ( چقدر حماقت دارد ) .
اين مثال مأخوذ است از « حمق » كه وصف آن احمق بوده و بدين ترتيب واجد شرط نيست ولى معذلك عرب از آن افعل تعجّب بنا كردهاند .
و همان طورى كه گفته شد تمام اين امثله مستند به سماع از عرب بوده و قياسى
المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 1316
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٣١٦