تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 1271

مساهمون:

ص١٢٧١
جلوس است حال اگر مصدر عامش براين وزن باشد براى دلالت برمرّه از وصف استفاده بايد نمود مثلا مىگوئيم : رحم رحمة واحدة ( رحم نمود براى يك بار ) در اين مثال كلمه « واحدة » كه وصف است براى « رحمة » قرينه مىباشد براينكه « رحمة » مصدر مرّه است . و فعله « بكسر فاء » مصدرى است كه دلالت برهيئت وقوع فعل مىكند مانند جلسه بكسر جيم يعنى نوعى نشستن . البتّه در صورتى مصدر نوعى براين وزن مىآيد كه مصدر عام فعل برآن وزن نباشد حال اگر چنين بود براى دلالت برمصدر نوعى بايد از وصف كمك گرفت مثلا مىگوئيم : نشدت الضالّة نشدة عظيمه ( گم شده را معرّفى كردم معرفى نمودن عظيمى ) . در اين مثال كلمه « عظيمه » قرينه است براينكه مقصود از « نشدة » مصدر نوعى است . مصنّف گويد : در غير ثلاثى مجرّد مصدر مرّه همان مصدر معمولى و عام مىباشد منتهى با افزودن تاء بآخرش . شارح گويد : مراد اينست كه قاعده مذكور در مصدر مرّه مربوط به افعال ثلاثى مجرّد بود امّا در غير اين افعال مصدر مرّه همان مصدر معمولى و عام مىباشد منتهى تاء در آخرش مىآوريم مشروط باينكه مصدر عامش برآن وزن نباشد مانند : انطلق انطلاقة . حال اگر مصدر عام چنين بود براى دلالت برمصدر مرّه لازم است از وصف استفاده كرد مثلا مىگوئيم : استعانة واحدة . مصنّف گويد : در غير ثلاثى مجرّد مصدر نوعى شاذ مىباشد مانند خمره ( نوعى چارقت بستن ) . شارح گويد : و نظير : عمة ( نوعى عمامه بستن ) و قمصه ( نوعى پيراهن پوشيدن ) . قوله : و الملحق به : مقصود مصدرى است كه از اسم جامد يا
المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 1271 | سيد محمد جواد ذهنى تهرانى