جرّ داده و اكثرا همينطور است بنابراين وقتى مصدر بفاعل اضافه شد و آن را مجرور ساخت لازم است مفعولش را منصوبا بعد از آن آورد مانند :
منع ذى غنى حقوقا شين .
( منع نمودن شخص غنى حقوق ديگران را زشت و عيب است ) .
شاهد در كلمه « منع » است كه مصدر بوده و بفاعلش يعنى « ذى غنى » اضافه شده و آن را مجرور ساخته و « حقوقا » را بنابر مفعوليّت نصب داده است .
سپس گويد :
يا عملش را بواسطه رفع كامل كن و آن در وقتى است كه به مفعول اضافه شده و آن را مجرور كرده باشد و اين حالت اگرچه از حالت اوّل كمتر است ولى در حدّ خود فراوان و كثير مىباشد مشروط باينكه فاعلش مذكور نباشد مانند :
لا يسأم الانسان من دعاء الخير ( انسان از دعاء خير بدحال نمىشود ) .
شاهد در كلمه « دعاء » است كه به مفعولش اضافه شده و آن را « الخير » مجرور ساخته و فاعلش ذكر نشده است و اين نحو استعمال مصدر شايع و فراوان مىباشد و در صورتى كه فاعل ذكر شود استعمال مصدر به چنين نحو قليل و كمياب است مانند :
بذل مجهود مقل زين ( بذل كردن شخص تهىدست به فقير زينت و آرايش آن شخص مىباشد ) .
شاهد در كلمه « بذل » است كه مصدر بوده و به مفعولش يعنى « مجهود » اضافه شده و فاعلش كه « مقلّ » باشد در كلام ذكر گرديده است .
برخى از ادباء اين نحو از استعمال مصدر را به شعر اختصاص دادهاند ولى كلامشان با فرموده حقتعالى در قرآن شريف مردود واقع مىشود ، خداوند متعال در قرآن ميفرمايد :
للّه على النّاس حجّ البيت من استطاع اليه سبيلا ( براى خدا است برعهده مردم انجام حج البته كسانى كه براى رفتن به خانه خدا استطاعت داشته باشند ) .
شاهد در « حجّ » است كه مصدر بوده و به مفعولش كه « البيت » باشد اضافه شده و فاعلش يعنى « من استطاع » در كلام ذكر شده .
دنباله كلام در باب اعمال مصدر
شارح مىگويد :