تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 1232

مساهمون:

ص١٢٣٢
گاهى مصدر از باب توسّع به ظرف اضافه مىشود ، و در چنين حالى آنچه بعد از ظرف قرار گرفته اگر فاعل مصدر بوده مرفوع و در صورتى كه مفعولش محسوب شود منصوب مىگردد مانند : حبّ يوم عاقل لهوا صبى ( دوست داشتن شخص عاقل لهو و لعب را براى يك روز حتى نشانه صباوت و خردى او مىباشد ) . شاهد در كلمه « حب » است كه مصدر بوده و به ظرف يعنى « يوم » اضافه شده و لفظ « عاقل » بعد از آن چون فاعل است مرفوع و كلمه « لهوا » بخاطر مفعول بودنش منصوب گرديده‌اند . سپس مصنّف مىگويد : و تابع معمولى را كه مجرور آورده‌اى مجرور نما و در عين حال كسى كه در اتّباع رعايت محلّ را نموده البتّه رعايتش نيكو مىباشد . شارح گويد : مقصود اينست كه : اگر مصدر به فاعل اضافه شد و آن را مجرور كرد يا به مفعول اضافه گرديد و آن را مجرور نمود لازم است تابعى را كه براى معمول مصدر مىآوريم مجرور باشد تا رعايت لفظى شده و تابع از حيث لفظ مطابق با متبوعش باشد مانند : عجبت من ضربخه زيدا لظريف ( به شگفت آمدم از زدن زيد ظريف ) . شاهد در « ضرب » است كه به فاعلش يعنى « زيد » اضافه شده و آن را مجرور ساخته لذا تابعى كه براى « زيد » آورده‌ايم يعنى كلمه « الظريف » به جهت رعايت لفظى مجرور گرديده . ولى در عين حال اگر كسى در مقام اتّباع رعايت محلّ را نموده ، تابع فاعل را مرفوع و تابع مفعول را منصوب كند كار نيك و پسنديده‌اى كرده همچون قول مالك بن عويم :
السالك الثغرة اليقظان سالكها * مشى الهلوك عليها الخيعل الفضل
يعنى : تو عبور كننده‌اى از درّه و كوه و تلى كه رونده آنها بيدار و هوشيار است و اين صفت دارد كه بنوع زن فاجره‌اى كه پيراهن بدون آستين در بردارد و يك جامه بيشتر نپوشيده راه مىرود . شاهد در « الفضل » است كه صفت براى « الهلوك » كه فاعل « مشى » و مضاف اليه آن بوده مىباشد و برفع خوانده شده تا تابع براى محلّ قرار داده شود .
المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 1232 | سيد محمد جواد ذهنى تهرانى