تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 558

مساهمون:

ص٥٥٨
و سپس در تفسير « يحدو » مىگويد : اينكلمه در لغت عرب يعنى خواندن براى شتر كه ساربانان براى اينكه شتر به وجد و نشاط درآيد آواز مخصوصى خوانده و بدينوسيله او را بررفتن تحريص و ترغيب مىكنند . و پس از آن مىافزايد : طفق نيز كه آن را با « باء » نيز ضبط كرده و گفته‌اند « طبق » همينطور بوده و خبرش بدان « ان » مىآيد چنانچه مىگويند : طفق زيد يدعو ( زيد شروع به خواندن نمود ) . و همينطور است « جعلت » چنانچه مىگويند : جعلت انظم ( شروع كردم بنظم درآوردن ) . و اخذت نيز چنين مىباشد مانند : اخذت اتكلّم ( شروع بسخن گفتن نمودم ) . و علق هم همينطور است مثل : علق زيد يفعل ( زيد شروع نمود كه انجام دهد ) . مصنّف در كتاب تسهيل « هبّ » را نيز در زمره اينها آورده است ولى در شرح تسهيل گفته است آوردن « هبّ » در رديف اين افعال بعيد و غريب است و مثال آن : هبّ عمر و يصلّى ( عمرو به نماز خواندن شروع كرد ) مىباشد . قوله : فى كونها للتّرجّى : ضمير در « كونها » به عسى راجع است . قوله : بالحاء المهملة : كلمه « مهمله » يعنى بدون نقطه در مقابل معجمه يعنى نقطه‌دار . قوله : جعلا خبرها حتما الخ : ضمير در « خبرها » به حرى راجع است . قوله : فلم يجرّد عنها : ضمير نائب فاعى در « لم يجرّد » به خبر حرى و ضمير مجرورى در « عنها » به « ان » عود مىكند . قوله : لكونها مثل حرى : ضمير در « لكونها » به اخلولق راجع است . قوله : و انتفاء ان من خبرها : يعنى من خبر « اوشك » .