پس از آن مصنّف گويد :
كسانى كه زيرك هستند بواسطه كلمه « عن » تجاوز را قصد مىكنند و گاهى هم آن را بجاى « بعد » و در موضع « على » استعمال نموده همانطورى كه « على » را بجاى « عن » گاهى قرار مىدهند .
شارح گويد :
كلمه « عن » در معانى ذيل استعمال مىگردد :
1 - تجاوز مانند : رميت السّهم عن القوس .
( انداختم و رها نمودم تير را از كمان ) .
2 - بجاى كلمه « بعد » مىآيد مانند : لتركبنّ طبقا عن طبق .
( هرآينه مرتكب مىشويد طريقاى بعد از طريقه ديگر ) .
3 - بجاى كلمه « على » مىآيد مانند آنچه در قول حرثان بن حارث آمده :
لاه بن عمّك لا افضلت فى حسب * عنّى و لا انت ديّانى فتخزونى
يعنى : از براى خدا است خير و خوبى پسر عمّ تو ، وى در حسب برمن زيادتى و شرافت ندارد و نيستى تو مالك امر من تا سياست كنى من را .
شاهد در كلمه « عنّى » است كه به معناى « علّى » مىباشد چنانچه گاهى « على » بجاى « عن » استعمال مىگردد و مثال آن گذشت .
سپس شارح گويد :
و اين عبارت كه مصنّف در اينجا آورده و گفته ( كما على موضع عن قد جعلا ) .
تصريح است باينكه براى هركدام از حروف جرّ معنائى است اختصاصى كه در غيرش نبوده و گاهى هم بطور نيابت بجاى حرف ديگر استعمال مىگردد .
قوله : ذهب اللّه بنورهم : آيه ( 17 ) از سوره بقره .
قوله : و لا يجمع بينها و بين الهمزة : ضمير در « بينها » به باء راجع است .