تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 1065

مساهمون:

ص١٠٦٥
و در دنباله « نكرة ينصب تمييزا » مىافزايد . بقيد اوّلى كه مصنّف آورد يعنى « بمعنى من » حال خارج شد و بقيد دوّم يعنى « مبيّن » اسم لاء نفى جنس خارج گرديد چه آنكه اسم « لاء » اگرچه متضمّن معناى « من » بوده ولى « من بيانيّه » نيست و نيز مفعول دوّم « استغفر » به همين قيد خارج مىشود چه آنكه در مثال : استغفر اللّه ذنبا ( طلب آمرزش مىكنم از خداوند راجع به گناه ) اگرچه تقدير « استغفر اللّه من ذنب » مىباشد ولى « من » بيانّه نيست . و گاه باشد كه تمييز مبيّن ابهام نيست بلكه مؤكّد ماقبل است مانند آنچه در فرموده حقتعالى آمده : انّ عدّة الشّهور عند اللّه اثنى عشر شهرا . ( بدرستيكه تعداد ماهها نزد خداوند دوازده ماه مىباشد ) . شاهد در « شهرا » است كه رافع ابهام نبوده بلكه مؤكّد مىباشد زيرا اگر ذكر و ترك آن تفاوتى در معنا نمىگذارد . و در برخى اوقات آن را با لفظ معرفه مىآورند مانند : و طبت النّفس يا قيس عن عمرو ( اى قيس نفست پاكيزه‌تر از عمرو مىباشد ) . شاهد در « النّفس » است كه بلفظ معرفه آمده . قابل ذكر و توجّه است در چنين مواردى كه تمييز لفظش معرفه است حتما در معنا نكره مىباشد . پس از آن مىگويد : نصب تمييز بواسطه همان كلمه‌اى است كه تمييز آن را تفسير مىكند ، بنابراين اگر تمييز مفسّر اسم باشد ناصبش همان اسم بوده و در صورتى كه مفسّر نسبت باشد ناصبش مسند يعنى فعل يا شبه فعل است . تبصره شارح مىگويد :