تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 1012

مساهمون:

ص١٠١٢
آنكه تقدير مثال : تعلّم الحساب مبوبا ، مىباشد . و نيز مانند : ادخلوا رجلا رجلا ( داخل شويد يكى ، يكى ) . در اينمثال « رجلا رجلا » حال جامد است و چون برترتيب دلالت داشته و بمشتقّ تأويل برده مىشود فراوان مىباشد . و بايد توجّه داشت اگر جامد را نتوان بمشتقّ تأويل برد وجودش در كلام اهل لسان قليل و كمياب مىباشد و آن در جائى است كه حال جامد موصوف قرار گرفته باشد مانند : فتمثّل لها بشرا سويّا . يا برعدد دلالت كند مانند : فتمّ ميقات ربّه اربعين ليلة . ( پس باتمام رساند وقت عبادت پروردگارش را در حالى كه آن چهل شب بود ) . شاهد در « اربعين ليلة » است كه حال جامده مىباشد . و يا حال را براى تفضيل دادن آورده باشند مانند : هذا بسرا اطيب منه رطبا . ( اين در حالى كه بسر است پاكيزه‌تر است از آن در حالى كه رطب باشد ) . شاهد در « بسرا » و « رطبا » مىباشد كه يكى مفضّل و ديگرى مفضّل عليه بوده و بهرتقدير چون هردو در مقام تفضيل آورده شده‌اند حال جامدى بوده كه در كلام كمياب مىباشند . و يا حال نوعى براى صاحبش باشد مانند : هذا مالك ذهبا ( اين است ثروت و مال تو در حالى كه طلا مىباشد ) . شاهد در « ذهبا » است كه نوعى از مال مىباشد لذا حال جامدى است كه وقوعش در كلام قليل مىباشد . و يا حال فرع براى صاحبش باشد مانند : هذا حديدك خاتما . ( اينست حديد تو در حالى كه انگشترى است ) . در اينمثال « خاتم » فرع و « حديد » اصل مىباشد ، لذا حال جامد و