آنكه تقدير مثال : تعلّم الحساب مبوبا ، مىباشد .
و نيز مانند : ادخلوا رجلا رجلا ( داخل شويد يكى ، يكى ) .
در اينمثال « رجلا رجلا » حال جامد است و چون برترتيب دلالت داشته و بمشتقّ تأويل برده مىشود فراوان مىباشد .
و بايد توجّه داشت اگر جامد را نتوان بمشتقّ تأويل برد وجودش در كلام اهل لسان قليل و كمياب مىباشد و آن در جائى است كه حال جامد موصوف قرار گرفته باشد مانند : فتمثّل لها بشرا سويّا .
يا برعدد دلالت كند مانند :
فتمّ ميقات ربّه اربعين ليلة .
( پس باتمام رساند وقت عبادت پروردگارش را در حالى كه آن چهل شب بود ) .
شاهد در « اربعين ليلة » است كه حال جامده مىباشد .
و يا حال را براى تفضيل دادن آورده باشند مانند :
هذا بسرا اطيب منه رطبا .
( اين در حالى كه بسر است پاكيزهتر است از آن در حالى كه رطب باشد ) .
شاهد در « بسرا » و « رطبا » مىباشد كه يكى مفضّل و ديگرى مفضّل عليه بوده و بهرتقدير چون هردو در مقام تفضيل آورده شدهاند حال جامدى بوده كه در كلام كمياب مىباشند .
و يا حال نوعى براى صاحبش باشد مانند :
هذا مالك ذهبا ( اين است ثروت و مال تو در حالى كه طلا مىباشد ) .
شاهد در « ذهبا » است كه نوعى از مال مىباشد لذا حال جامدى است كه وقوعش در كلام قليل مىباشد .
و يا حال فرع براى صاحبش باشد مانند :
هذا حديدك خاتما . ( اينست حديد تو در حالى كه انگشترى است ) .
در اينمثال « خاتم » فرع و « حديد » اصل مىباشد ، لذا حال جامد و
المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 1012
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٠١٢