مورد بطور غلبه و كثرت مىباشد .
الف : در مورد سعر ( با سين بدون نقطه ) يعنى معامله .
ب : در جائى كه كلمه جامد بدون تكلّف و زحمتى تأويل بمشتقّ رود و آن در موردى است كه يا برمفاعله و معناى بين دو نفرى دلالت كرده و يا برتشبيه و يا ترتيب دال باشد .
امّا در مورد سعر و معامله مانند : بعه مدّا بكذا ( به فروش آن را در حالى كه يك مدّش بفلان مقدار است ) .
شاهد در « مدّا » است كه حال جامد بوده ولى چون در مقام معامله و سعر است و مىتوان آن را بمشتقّ تأويل برد فراوان مىباشد چه آنكه تقدير مثال : بعه مسعّرا بكذا ( به فروش آن را در حالى كه سعر و نرخش فلان مقدار است ) مىباشد .
و امّا حالى كه برمفاعله دلالت كند ، مانند :
بعه يدا بيد ( به فروش آن را در حالى كه دست بدست و نقد مىباشد ) .
شاهد در « يدا بيد » است كه حال جامد بوده ولى چون دلالت برمعناى مفاعله دارد و مىتوان آن را بمشتقّ تأويل برد فراوان مىباشد چه آنكه تقدير آن : بعه مقبوضا ( آن را به فروش در حالى كه دريافت و قبض شده است ) مىباشد .
و امّا در حالى كه برتشبيه دلالت كند مانند :
كرّ زيد اسدا ( زيد حمله كرد در حالى كه مانند شير بود ) .
شاهد در « اسدا » است كه حال جامد بوده ولى چون در مقام تشبيه است و مىتوان آن را بمشتقّ تأويل برد فراوان مىباشد چه آنكه تقدير آن : كرّ زيد كاسد فى الشّجاعة مىباشد .
و امّا حالى كه دلالت برترتيب مىكند مانند :
تعلّم الحساب بابا بابا ( علم حساب را فرابگير در حالى كه باب باب مىباشد ) .
شاهد در « بابا بابا » بوده كه حال جامد مىباشد ولى چون دلالت برترتيب مىكند و مىتوان آن را بدون تكلّف بمشتقّ تأويل برد فراوان مىباشد چه
المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 1011
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٠١١