تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 1006

مساهمون:

ص١٠٠٦
1 - حالى كه جامد و غير مؤوّل بمشتقّ باشد مانند : هذا مالك ذهبا ( اينست مال تو در حالى كه طلا مىباشد ) . 2 - حالى كه مؤكّد عاملش باشد مانند : ولىّ مدبرا ( پشت كرد در حالى كه پشت‌كننده بود ) . 3 - حالى كه عاملش برتجدّد صاحبش دلالت كند مانند : خلق الانسان ضعيفا ( انسان آفريده شد در حالى كه ناتوان است ) . ب : حال باعتبار دوّم بردو قسم است : مقصوده و موطئه . حال مقصوده : آنست كه ذاتا مقصود و مراد باشد مانند : جاء زيد راكبا ( زيد آمد در حالى كه سواره بود ) . حال موطئه : آنست كه آن را مقدّمتا براى ذكر امر ديگرى آورده باشد مانند : فتمثّل لها بشرا سويّا ( پس جبرئيل براى مريم متمثّل شد در حالى كه بشرى بود مستقيم القامه و متعارف ) . شاهد در « بشرا » است كه مقدّمتا براى ذكر « سويّا » آورده شده . ج : حال باعتبار سوّم برسه قسم است : مقارنه ، مقدّره و محكيّه . حال مقارنه : آنست كه زمانش با زمان عامل مقارن باشد مانند : هذا بعلى شيخا ( اينست شوهر من در حالى كه پيرمرد است ) . حال مقدّره : آنست كه زمان آن آينده باشد مانند : مررت برجل معه صقر صائدا به غدا ( گذشتم برمردى كه با او بازى بود در حالى كه فرداى آن با باز شكار مىكرد ) . حال محكيّه : آنست كه زمان آن گذشته باشد مانند : جاء زيدا مس راكبا ( آمد زيد ديروز در حالى كه سواره بود ) . د : حال باعتبار چهارم بردو قسم است : مبيّنه و مؤكّده . حال مبيّنه كه بمؤسّسه نيز ناميده مىشود آنست كه معنايش از كلام قبل استفاده نشود مانند : جاء زيد راكبا . حال مؤكّده : آنست كه معنايش از كلام قبل استفاده گردد و آن برسه