راجع است .
مستحقّا : خبر است براى « ليس » .
ترجمه :
و منتقل و مشتقّ بودن حال غالب است ولى اينطور نيست كه حال حتما چنين باشد .
شرح عربى :
( و كونه متنقلا مشتقّا ) اى وصفا غير ثابت هو الّذى ( يغلب ) وجوده فى كلامهم ( لكن ليس ) ذلك ( مستحقّا ) فيأتى لازما بان كان مؤكّدا نحو « يوم ابعث حيّا » او دلّ عامله على تجدّد ذات صاحبه نحو « خلق اللّه الزرّافة يديها اطول من رجليها » او غير ذلك ممّا هو مقصور على السّماع نحو « قائما بالقسط » .
ترجمه و شرح :
اقسام حال
مصنّف گويد :
غالبا حال منتقله و مشتقّه است ولى اينطور نيست كه حتما چنين باشد .
مؤلّف گويد :
قبل از اينكه عبارت شارح را ترجمه و شرح نمائيم مناسب ديدم كه اقسام حال را بطور اجمال و مختصر در اينجا ذكر كرده تا بدينوسيله با بصيرت بيشترى عبارات كتاب را منظور داريم .
الف : حال باعتبار اوّل بردو قسم است : منتقله و لازمه .
حال منتقله : عبارتست از حالى كه معنايش ثابت و لازم نبوده بلكه در حال دگرگونى و تغيير باشد مانند :
جائنى زيد ضاحكا ( آمد زيد نزد من در حالى كه خندان بود ) .
حال لازمه : بر خلاف حال منتقله است و طبق گفته ابن هشام در مغنى اين حال در سه مورد واجب است :