تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 1001

مساهمون:

ص١٠٠١
نمىباشد كه حذفش باعث اخلال در معنا باشد و اين فصلى است كه خبر را خارج مىكند زيرا خبر عمده بوده و جايز نيست بدون جهت در كلام نيايد چه آنكه افاده معنا موقوف به ذكر آن مىباشد . سپس در ذيل « منتصب مفهم فى حال » مىگويد : يعنى حال مفهم حال كذائى باشد به اين معنا كه حال صاحب حال را بيان نمايد . و مقصود از « حال صاحب حال » هيئتى است كه صاحب حال داراى آن مىباشد و اين فصلى است كه صفت را از تعريف حال خارج مىكند زيرا صفت مبيّن هيئت و كيفيّت نمىباشد چنانچه با اين قيد تمييز در مثل : للّه درّه فارسا ( براى خدا است خير كثير او از حيث اسب‌سوارى ) خارج مىشود چه آنكه « فارسا » اگرچه وصف و فضله و منصوب است ولى مبيّن هيئت نمىباشد . مثال و مثال حال كه جامع امتيازات و خصوصيّات مذكور باشد عبارتست از : اذهب فردا ( ميروم در حال تنهائى ) . تقدير آن اذهب فى حال تفرّدى مىباشد . سؤال و انتقاد اين تعريف مانع از اغيار نيست يعنى شامل غير حال نيز مىشود در حالى كه نبايد چنين باشد چه آنكه كلمه « راكب » در مثال : مررت برجل راكب ( مرور كردم به مردى سواره ) مشمول تعريف واقع مىشود زيرا : اوّلا : وصف بوده . ثانيا : فضله مىباشد .