امّا اعراب غير .
بايد بگوئيم : همان اعرابى را كه مستثنا به « الّا » استحقاق دارد يعنى وجوب نصب و رجحان نصب و تبعيّت از مستثنا منه به همان بيان و شرحى كه گذشت عينا در غير مىباشد و بعبارت ديگر :
فرض مىكنيم كلمه « غير » مستثناى به « الّا » مىباشد از اينرو اگر در كلام تام موجب يا ساير موارد وجوب نصب واقع شود نصبش واجب بوده و در صورتى كه در كلام منفى و غير موجب بيايد هم اتّباعش از مستثنا منه جايز بوده و هم مىتوان نصبش داد .
بيان ديگر جهت اعراب غير
شارح گويد :
وجه ديگر براى معرب بودن غير و جريان اعراب مستثناء به « الّا » در آن اينستكه :
كلمه « غير » در اصل براى اين وضع شده كه معناى مغايرت از آن استفاده شود همانطورى كه « الّا » چنين است پس از اين نظر با « الّا » مشترك بوده و هردو از ادات اخراج كه معنايش مغايرت است به حساب مىآيند پس مناسب است كه اعراب مستثناء به « الّا » به آن داده شود .
سؤال
ممكنست گفته شود :
طبق اين تقرير « غير » بايد مبنى شود زيرا متضمّن معناى « الّا » است و چون « الّا » حرف و مبنى است « غير » نيز به واسطه شباهت معنوى به آن بايد مبنى گردد نه معرب .