آنست كه تمام از مستثنا منه مؤخّر آمدهاند ولى همانطورى كه اشاره شد اينحكم براى تمام مستثناها غير از يكدام آنها ثابت است و طبق گفته مصنّف آن يكى را مىبايد از حيث اعراب چنان فرض كرد كه غير از آن مستثناى ديگرى در كلام نباشد از اينرو لازم است در صورت وجود مقتضى و طالب آن را مرفوع و منصوب نمود چنانچه شرح آن قبلا گذشت .
مصنّف گويد :
مانند : لم يفوا الّا امرو الّا علىّ ( وفاء نكردهاند مگر مردى مگر علىّ ) .
شارح گويد :
اوّلى يعنى « الّا امرؤ » مرفوع و دوّمى يعنى « الّا علىّ » منصوب است .
مؤلّف گويد :
امّا رفع اوّلى بخاطر آنست كه در كلام غير موجب است و حكم چنين مستثنائى آنست كه جايز است آن را در اعراب تابع مستثنا منه آورد و چون مستثنا منه فاعل « لم يفوا » است و مرفوع مىباشد لاجرم « الّا امرؤ » را نيز مىتوان مرفوع نمود .
و امّا نصب دوّمى ، جهتش آنست كه مستثناء است و نصب آن جايز مىباشد .
سپس شارح گويد :
و نيز مانند :
قاموا الّا زيدا الّا عمروا الّا خالدا ( ايستادند مگر زيد ، مگر عمرو ، مگر خالد ) .
مستثناها جملگى منصوب هستند حتّى اوّلى زيرا اگر تنها مستثناى اوّلى نيز در كلام مىآمد نصبش واجب مىبود چون در كلام تامّ موجب واقع شده و يكى از موارد وجوب نصب مستثنا آنجائى است كه مستثناء در كلام تام موجب باشد .
المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 977
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٩٧٧