و نيز مانند : انّما انت سيرا ( فقط تو سير مىكنى سيركردنى ) .
شاهد در « سيرا » است كه محصور به « انّما » واقع شده و نيابت از فعل كرده و به اسم ذات يعنى « انت » مستند است و تقدير مثال : انّما انت تسير سيرا مىباشد .
حال اگر مصدر به اسم معنى مستند باشد در هردو صورت چه صورتى كه مكرّر بوده و چه در فرضى كه محصور مىباشد مىبايد آن را مرفوع خواند تا خبر براى اسم معناى مزبور باشد مانند :
امرك سير سير ( كار تو عبارتست از سير نمودن ) .
در اينمثال مصدر مكرّر به اسم معنا نسبت داده شده لاجرم خبر آن مىباشد نه مفعول مطلق .
و نيز مانند : انّما سيرك سير البريد ( جز اين نيست كه سير تو عبارتست از سير نامهرسان ) .
در اينمثال « سير البريد » مصدرى است محصور به انّما و به اسم معنا يعنى « سيرك » نسبت داده شده از اينرو مرفوع است تا خبر از آن باشد .
قوله : سير البريد : كلمه « بريد » يعنى نامهرسان و به معناى دو فرسخ يا دوازده ميل نيز آمده .
متن : « 295 »
و منه ما يدعونه مؤكّدا * لنفسه أو غيره فالمبتدا
ن
تجزيه و تركيب
واو : به معناى استيناف .
منه : جارّ و مجرور ، متعلّق باستقرّ ، خبر مقدّم .
ما : موصوله ، مبتداء .
يدعون : فعل مضارع ، جمع ، مذكّر ، غائب ، صله براى « ما » .