أتوانيا و قد جدّ قرنائك المشيب
( آيا سستى مىكنى و حال آنكه همسران و همرديفانت پير شدند ) .
عامل در اينمثال : أتتوانى بوده .
سپس شارح گويد :
در موارد مذكور كه حذف عامل مفعول مطلق واجبست فرقى نيست بين اينكه مفعول مطلق مصدرى باشد كه داراى فعل بوده همچون امثلهاى كه گذشت و اينكه چنين نباشد مانند :
بله الاكفّ چه آنكه كلمه « بله » مفعول مطلق است و اسم فعل بوده و به معناى مصدر مىباشد از اينرو عاملش فعلى است مقدّر كه از نظر معنا با آن متّحد است پس تقدير كلام چنين است .
اترك ترك الاكفّ .
مصنّف گويد :
و آنچه براى تفصيل آمده باشد مانند : امّا منّا حذف عاملش واجب است .
شارح گويد :
ه : يكى ديگر از موارد وجوب حذف عامل مفعول مطلق آنست كه مفعول مطلق براى تفصيل عاقبت ماقبلش باشد كه در اينجا نيز حذف عامل قياسا واجب است مانند :
فشدّ و الوثاق فامّا منّا بعد و امّا فداء ( پس ريسمان را محكم كنيد و پس از آن يا منّت گذارده ايشان را آزاد كنيد و يا فديه و جزيه از آنها بگيريد ) .
شاهد در « منّا » و « فداءا » است كه مفعول مطلق در مقام تفصيل كلام ماقبل مىباشد از اينرو حذف عاملش لازم است و تقدير كلام چنين مىباشد :
فامّا تمنّون منّا ، و امّا تفدون فداءا .
قوله : فامّا منّا و امّا فداءا : آيه ( 4 ) از سوره محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم .
المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 902
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٩٠٢