دوّم : مفعول مطلق كه شرح آن ذيلا بيان مىگردد :
مفعول مطلق و شرح آن
مفعول مطلق ، همانطوريكه از بيان آينده استفاده مىشود عبارتست از مصدرى كه فضله بوده و به منظور تأكيد عامل يا بيان و يا مشخّص كردن عدد آن آورده شود .
وجه تسميه مفعول به مفعول مطلق
جهت تسميه آن بمفعول مطلق اينستكه لفظ « مفعول » بدون تقييد به حرف جرّ برآن اطلاق مىگردد بخلاف مفاعيل ديگر كه با چنين قيدى همراه هستند همچون : مفعول به ، مفعول له ، مفعول فيه ، مفعول معه .
و بخاطر در نظر گرفتن همين علّت زمخشرى و ابن حاجب آن را به مفعول به مقدّم كردهاند چه آنكه مطلق برمقيّد مقدّم است .
سپس مىگويد : معلوم باشد كه فعل بردو چيز دلالت دارد :
الف : حدث ( يعنى وقوع و انجام شدن كارى ) .
ب : زمان .
مثلا وقتى مىگوئيم : ضرب زيد كلمه « ضرب » بردو امر دلالت دارد :
يكى وقوع و انجام زدن كه اصطلاحا به آن حدث گويند و ديگر وقوع عمل در زمان گذشته ، پس بايد بگوئيم مدلول فعل دو چيز است : حدث و زمان .
امّا مصدر ، مصنّف گويد :
مصدر اسمى است كه از بين دو مدلول فعل تنها برغير زمان دلالت داشته باشد يعنى حدث مانند كلمه « امن » كه مصدر است از « امن » .
عامل مفعول مطلق
پس از آن گويد :