كه حدف آن موجب اشتباه گردد .
و امّا مثال آنچه گفته شد :
كنت و كان زيد صديقا ايّاه ( بودم من صديق و بود زيد صديق ) .
شاهد در « كنت » و « كان » است كه هردو اسم داشته لذا برسر « صديقا » بعنوان خبريّت نزاع دارند حال آن را معمول دوّمى قرار داده و اوّلى را در ضميرش عمل دادهايم و چون ضمير خبر براى كان است حذفش جايز نبوده از اينرو مؤخّرش آوردهايم .
ظننّى و ظننت زيدا عالما ايّاه .
( زيد من را عالم پنداشت و من نيز او را عالم دانستم ) .
در اينمثال « ظننّى » فعل قلبى و فاعل و مفعول اوّل بوده نياز بمفعول دوّم دارد و نيز ظننت ، فعل و فاعل و « زيدا » مفعول اوّلش مىباشد پس هردو به مفعول دوّم نيازمند مىباشند از اينرو « عالما » را مفعول دوّم براى « ظننت » قرار داده و ظننّى را در ضمير آن عمل مىدهيم و چون ضمير مزبور عمده مىباشد حذف آن جايز نبوده بلكه واجب است مؤخّر ذكر شود چنانچه همينطور مىباشد .
ظننت منطلقة و ظنّتنى منطلقا هند ايّاها .
( پنداشتم هند را منطلق و او نيز مرا منطلق گمان كرد ) .
ظننت ، فعل و فاعل و منطلقة مفعول دوّمش بوده لذا محتاج بمفعول اوّل مىباشد و ظنّتنى فعل و مفعول اوّل بوده و « منطلقا » مفعول دوّمش مىباشد لذا محتاج بفاعل است پس ايندو عامل برسر هند با يكديگر تنازع كردهاند ، هند را فاعل عامل دوّم قرار داده و عامل اوّل را در ضمير آن كه « ايّاها » باشد عمل داده و آن را مؤخّر آوردهايم .
و استعنت و استعان علىّ زيد به ( طلب يارى نمودم بواسطه زيد و دشمنى نمود زيد برمن ) .
استعنت عبارتست از فعل و فاعل و نيازمند بمفعول بواسطه است و استعان
المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 874
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٨٧٤