مهمل قرار داديم قبلا گفته شد عامل مهمل را بايد در ضميرى كه باسم ظاهر مزبور راجع است عمل داد ، اكنون مىگوئيم .
اگر ضمير يادشده ، ضمير غير مرفوع باشد حذفش لازم است مشروط باينكه فضله محسوب شود يعنى حذف آن موجب اشتباه نشده و نيز خبر و مفعول اوّل ظنّ نباشد مانند :
ضربت و ضربنى زيد ( زدم من زيد را و زيد نيز من را زد ) .
شاهد در « ضربت » است كه از عمل در « زيد » مهمل قرار داده شده و در ضمير آن عمل كرده كه ضمير نيز محذوف مىباشد زيرا اوّلا از ناحيه حذفش اشتباهى رخ نداده و ثانيا فضله است يعنى نه خبر بوده و نه مفعول اوّل براى باب ظنّ .
و بايد توجّه داشت كه ذكر اين ضمير و آمدنش در قول شاعر نادر و كمياب مىباشد ، وى گفته است :
اذا كنت ترضيه و يرضيك صاحب * جهارا فكن فى الغيب احفظ للودّ
يعنى : زمانيكه تو رفيقت را خوشنود كرده و او نيز تو را خوشنود نمايد در حالت آشكار و علن ، پس در حالت پنهانى و پشت سر نگاهدارندهتر هستى جانب دوستى او را .
شاهد در « ترضيه » و « يرضيك » مىباشد كه با هم برسر « صاحب » تنازع كردهاند ، و شاعر دوّمى را در آن عمل داده و آن را فاعل قرار داده و اوّلى را در ضمير راجع به آن عمل داده و با اينكه واجب بود ضمير را بملاحظه غير مرفوع بودنش حذف كند معذلك ذكر كرده و اين نادر و كمياب مىباشد .
سپس گويد :
و اگر ضمير مزبور عمده يعنى غير فضله بود واجب است مؤخّر بيايد .
و عمده بودن ضمير به اين است كه خبر كان يا ظنّ و يا مفعول اوّل براى ظنّ باشد .
و نيز در يك مورد ديگر ضمير را نبايد حذف كرد و آن در جائى است