تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 875

مساهمون:

ص٨٧٥
فعل و « علىّ » متعلّق به آن بوده بناچار محتاج بفاعل است حال ايندو برسر « زيد » تنازع كرده‌اند از اينرو دوّمى را در آن عمل داده و آن را فاعلش قرار داده و اوّلى را در ضميرش و ضمير را مفعول مع الواسطه آن ترتيب داده‌ايم و آوردن ضمير مزبور از اينجهت واجب است كه اگر حذفش كنيم معلوم نميشود مستعان به براى متكلّم چه كسى است در حالى كه اطّلاع برآن و دانستن او مقصود و مطلوب مىباشد . سپس شارح مىگويد : برخى از ادباء در خبر و مفعول اوّل ظنّ و اشباه آن معتقدند كه ضمير را مىتوان مقدّم آورد همانطورى كه ضمير فاعلى را مقدّم مىآورند و بعضى ديگر مىگويند : در صورت وجود دليل و قرينه خبر و مفعول اوّل را نيز مىتوان حذف كرد . و ابن حاجب مىگويد : اساسا مىتوان بجاى ضمير اسم ظاهر آورد . ولى به نظر ما احسن و بهترين آراء آنست كه بگوئيم : اگر قرينه برضمير مزبور موجود باشد حذفش جايز است و در غير اين صورت مىبايد آن را اسم ظاهر آورد . قوله : او ظنّ : مقصود مفعول دوّم براى ظنّ است و تعبير به خبر مسامحه است . قوله : ان دلّ عليه دليل : ضمير در « عليه » به ضمير راجع است . قوله : و الاحسن انّه ان وجدت الخ : ضمير در « انّه » به معناى « شأن » مىباشد . متن : « 284 »
و أظهر ان يكن ضمير خبرا * لغير ما يطابق المفسّرا