بعنوان مفعول مىطلبند .
مصنّف گويد :
اگر دو عامل در اسمى اقتضاى عمل نمايند در صورتى كه آن دو قبل از آن قرار گرفته باشند حكم اينست كه براى يكى از آن دو عمل ثابت است .
شارح گويد :
در دو عامل مذكور فرقى نيست بين اينكه هردو فعل بوده يا اسم باشند يا يكى را اسم آورده و ديگرى را فعل و كلمه « اقتضيا » در عبارت مصنّف به معناى « طلبا » مىباشد .
و عملى را كه آن دو در اسم طلب مىكنند در آن فرقى نيست بين اينكه رفع بوده يا نصب باشد چنانچه اگر يكى طالب رفع بوده و ديگرى خواهان عمل نصب باشد نيز حكمش همين است و بهرتقدير وقتى دو عامل مزبور با خصوصيّتى كه براى آنها ذكر شد قبل از اسم يادشده بيايند باتّفاق ادباء حكمش اينستكه يكى از آن دو بايد در اسم عمل كند اعمّ از آنكه اوّلى بوده يا دوّمى باشد .
مثال تنازع دو عامل كه اوّلى را در اسم عمل داده باشيم مانند :
الف : قام وقعدا اخواك ( ايستادند دو برادر تو و نشستند ) .
در اينمثال قام عمل رفعى در « اخواك » كرده و آن را فاعل اختيار نموده و دوّمى را در ضميرى كه به آن راجع است عمل دادهايم ، پس هردو طالب عمل رفع مىباشند .
ب : رأيت و اكرمتهما ابويك ( ديدم پدر و مادر تو را و اكرامشان نمودم ) .
در اينمثال رأيت و اكرمت فعل و فاعل بوده و هردو طالب مفعول هستند لذا اوّلى را در « ابويك » عمل داده و دوّمى را در ضمير راجع به آن .
ج : ضربنى و ضربتهما الزّيدان ( آن دو زيد مرا زده و من نيز ايشان را زدم ) .
ضربنى ، فعل و مفعول بوده طالب فاعل است و ضربت فعل و فاعل بوده و مفعول ميخواهد حال اوّلى را در « الزّيدان » عمل رفع داده و دوّمى را در ضمير راجع به آن عمل نصب داديم .
المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 861
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٨٦١