منصوب مىباشند از اينرو قابل آن نيستند كه بجاى فاعل قرار گيرند .
3 - ضربا در مثال « ضربت ضربا » زيرا اينكلمه مفعول مطلق تأكيدى است در نتيجه براى نيابت از فاعل قابليّت ندارد .
تبصره : مصنّف نيابت از فاعل را اختصاص باشياء مذكور داد لذا از اين تخصيص اينطور فهميده مىشود كه نيابت تميز و مفعول له و مفعول معه از فاعل جايز نمىباشد چنانچه خود در كتاب تسهيل به اوّلى تصريح كرده و بطور وضوح عدم قابليّت تميز از فاعل را بيان داشته است .
و ابو حيّان به دوّمى تصريح كرده و گفته است مفعول له براى نيابت از فاعل شايستگى ندارد .
و صاحب لباب به سوّمى تصريح نموده و اظهار داشته است كه مفعول معه براى نيابت از فاعل قابل نيست .
قوله : بان كان متصرّفا : ضمير در « كان » به ظرف راجع است و مقصود از ظرف متصرّف ، ظرفى است كه غير از مفعول فيه در محلّ اشياء ديگر از قبيل مبتداء و خبر و فاعل و نائب فاعل و امثال اينها نيز قرار مىگيرد مانند كلمه « يوم » .
قوله : مختصّا : منظور از مختصّ ، معرفه و از غير مختصّ ، نكره و مبهم مىباشد .
قوله : او من مصدر : مقصود از « مصدر » مفعول مطلق مىباشد .
قوله : بان كان متصرّفا : مراد از مصدر متصرّف آنست كه غير از مفعول مطلق در محلّ اشياء ديگر از قبيل مبتداء و خبر و فاعل و نائب فاعل و حال نيز قرار گيرد مانند كلمه « ضرب » .
قوله : بان لم يكن متعلّقا بمحذوف : زيرا اگر جارّ و مجرور متعلّق بمحذوف باشد ديگر تعلّقى به فعل مجهول در عبارت نداشته لاجرم نيابتش از فاعل آن فعل غير ممكن مىگردد .
قوله : و لا علّة : يعنى برسرش اداتى كه دلالت برعلّيّت و سببيّت دارند
المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 778
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٧٧٨