تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 749

مساهمون:

ص٧٤٩
قيس بن ملوّح يعنى مجنون استشهاد جسته :
تزودت من ليلى بتكليم ساعة * فما زاد الّا ضعف ما بى كلامها
يعنى : بهره و توشه گرفتم از ليلى بواسطه يك ساعت سخن گفتنش ، پس زياد نكرد سخن گفتن او مگر ضعف و عشقى را كه در من بود . شاهد در « الّا ضعف » است كه مفعول بوده و فاعل « كلامها » است و با اينكه مفعول محصور قرار گرفته معذلك برفاعل مقدّم گرديده است . و نيز مانند قول شاعر :
ما عاب الّا لئيم فعل ذي كرم * و لا جفا قطّ جبّاء الّا به طلا
يعنى : عيب نگرفته است از فعل و عمل صاحب بخشش مگر شخص پست‌فطرت و هرگز جفاء نكرده است به شخص شجاع مگر كسى كه صاحب ترس و جبن باشد . شاهد در « الّا لئيم » است كه فاعل بوده و با اينكه بعد از « الّا » قرار گرفته برمفعول يعنى « فعل ذى كرم » مقدّم شده است . سپس شارح گويد : و ابن انبارى نيز با كسائى موافقت كرده مشروط باينكه محصور فاعل نباشد يعنى وى گفته : اگر محصور به الّا مفعول باشد گاهى ممكنست برفاعل مقدّم گردد . ولى جمهور از ادباء تقديم محصور را بطور مطلق ، ممنوع دانسته‌اند چه فاعل بوده و چه مفعول باشد . لازم بتذكّر است آنچه گفتيم در محصور به « الّا » بود چنانچه قبلا اشاره شد امّا محصور به انّما بايد بگوئيم قصد حصريت هرگز در آن ظاهر و معلوم نمىگردد مگر باينكه مؤخّر بيايد . قوله : سواء كان فاعلا او مفعولا : ضمير در « كان » به محصور راجع است . قوله : بان كان محصورا بالّا : ضمير در « كان » به محصور عود مىكند . قوله : و هذا ما ذهب اليه الكسائى : مشار اليه « هذا » سبقت گرفتن محصور