قيس بن ملوّح يعنى مجنون استشهاد جسته :
تزودت من ليلى بتكليم ساعة * فما زاد الّا ضعف ما بى كلامها
يعنى : بهره و توشه گرفتم از ليلى بواسطه يك ساعت سخن گفتنش ، پس زياد نكرد سخن گفتن او مگر ضعف و عشقى را كه در من بود .
شاهد در « الّا ضعف » است كه مفعول بوده و فاعل « كلامها » است و با اينكه مفعول محصور قرار گرفته معذلك برفاعل مقدّم گرديده است .
و نيز مانند قول شاعر :
ما عاب الّا لئيم فعل ذي كرم * و لا جفا قطّ جبّاء الّا به طلا
يعنى : عيب نگرفته است از فعل و عمل صاحب بخشش مگر شخص پستفطرت و هرگز جفاء نكرده است به شخص شجاع مگر كسى كه صاحب ترس و جبن باشد .
شاهد در « الّا لئيم » است كه فاعل بوده و با اينكه بعد از « الّا » قرار گرفته برمفعول يعنى « فعل ذى كرم » مقدّم شده است .
سپس شارح گويد :
و ابن انبارى نيز با كسائى موافقت كرده مشروط باينكه محصور فاعل نباشد يعنى وى گفته :
اگر محصور به الّا مفعول باشد گاهى ممكنست برفاعل مقدّم گردد .
ولى جمهور از ادباء تقديم محصور را بطور مطلق ، ممنوع دانستهاند چه فاعل بوده و چه مفعول باشد .
لازم بتذكّر است آنچه گفتيم در محصور به « الّا » بود چنانچه قبلا اشاره شد امّا محصور به انّما بايد بگوئيم قصد حصريت هرگز در آن ظاهر و معلوم نمىگردد مگر باينكه مؤخّر بيايد .
قوله : سواء كان فاعلا او مفعولا : ضمير در « كان » به محصور راجع است .
قوله : بان كان محصورا بالّا : ضمير در « كان » به محصور عود مىكند .
قوله : و هذا ما ذهب اليه الكسائى : مشار اليه « هذا » سبقت گرفتن محصور