البنون جرى مجرى التّكسير لتغيّر نظم واحده كبنات .
ترجمه و شرح :
تاء با جمعى كه غير مذكّر سالم است همچون تائى است كه با « احدى اللّبن » مىباشد .
شارح گويد :
منظور آنست كه :
تاء با فعلى كه به جمع غير مذكّر سالم نسبت داده شده يعنى جمع مكسّر و جمع مؤنّث سالم همچون تائى است كه با فعل مسند به اسم ظاهرى كه مؤنّث غير حقيقى بوده همچون احدى اللّبن مىآيد .
و حاصل كلام آنكه :
حكم فعلى كه بجمع مكسّر يا جمع مؤنّث سالم نسبت داده مىشود همچون حكم فعلى است كه بمؤنّث مجازى نسبت داده مىشود ، بنابراين مىتوان تاء را با اينفعل ثابت آورد مثل :
قالت الرّجال ( مردان گفتند ) ، و قامت الهندات ( هندها ايستادند ) .
شاهد در « قالت » و « قامت » است كه اوّلى به جمع مكسّر و دوّمى به جمع مؤنّث سالم نسبت داده شده و « تاء » را با آنها آوردهايم .
و وجه ذكر تاء اينستكه حضرات گفتهاند :
فاعل را تأويل به جماعت مىبريم مثلا معناى « قالت الرّجال » قالت جماعة الرّجال و « قامت الهندات » قامت جماعة الهندات مىباشد .
و مىتوان تاء را حذف كرد مثل : قال الرّجال و قام الهندات .
و وجه حذف تاء اينستكه گفتهاند :
فاعل را تأويل به جمع مىبريم مثلا معناى « قال الرّجال » قال جمع الرّجال و « قام الهندات » قام جمع الهندات مىباشد .
المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 735
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٧٣٥