تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 721

مساهمون:

ص٧٢١
تسبيح مىشود حقتعالى در آن خانه‌ها به صبحگاه و شبانگاه ) . در قرائت آنان كه « يسبّح » را به صيغه مجهول خوانده‌اند كه طبق اينقرائت استفهامى مقدّر است چون گويا سائل پرسيده : من يسبّحه بالغدوّ و الآصال . در جواب گفته شده : رجال يعنى يسبّحه رجال . ج : فاعل در جواب نفى آورده شود مانند آنكه در جواب كسى كه گفته : لم يقم احد ( كسى نايستاده است ) بگوئيد : بلى زيد يعنى بلى قام زيد . و امّا مورد وجوب : وجوب رفع فاعل بفعل مضمر و مقدّر در جائى است كه فعل مقدّر به مابعدش تفسير گردد همچون فرموده خداوند سبحان : و ان احد من المشركين استجارك ( و اگر يكى از مشركين از تو پناه خواست ) . شاهد در « احد » است كه رافع آن فعلى است واجب التّقدير زيرا آن را « استجارك » تفسير مىكند و تقدير كلام و ان استجارك احد من المشركين مىباشد . قوله : اذا اجيب به : ضمير در « به » به فاعل راجع است . قوله : يسبّح له فيها الخ : آيه ( 36 ) از سوره نور . قوله : ببناء يسبّح للمفعول : چه آنكه در قرائت مشهور كلمه « يسبّح » به صيغه معلوم قرائت شده . قوله : او اجيب به : ضمير در « به » به فاعل راجع است . قوله : اذا فسّر بما بعده : ضمير نائب فاعلى در « فسّر » به فعل مقدّر راجع است و ضمير در « بعده » به فاعل عود مىكند . قوله : و ان احد من المشركين الخ : آيه ( 6 ) از سوره توبه .