جمع مىباشد معذلك فعل را مفرد نياورده بلكه حروفى كه برتثنيه و جمع دلالت دارند به آن ملحق مىكنند نظير « تاء » كه برتأنيث دلالت دارد ، مثلا مىگويند :
سعدا زيدان و سعدوا زيدون .
و بايد توجّه داشت كه در اينحال فعليكه اينعلامت به آن ملحق شده به اسم ظاهر اسناد داده شده نه بضمير باينمعنا كه اسم ظاهر فاعل آن مىباشد و از همين قبيل است فرموده پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم .
يتعاقبون فيكم ملائكة باللّيل و ملائكة بالنّهار ( در شب و روز فرشتگانى در بين شما نازل مىشوند ) .
شاهد در « يتعاقبون » است كه فاعلش ملائكه بوده يعنى اسم ظاهر و جمع مىباشد و مع ذلك فعل را به صيغه جمع آوردهايم .
و همچنين مانند قول برخى :
اكلونى البراغيث ( ككها مرا خوردند ) .
شاهد در « اكلونى » است كه فاعلش « البراغيث » بوده يعنى اسم ظاهر و جمع مىباشد معذلك فعل به صيغه جمع آورده شده .
و مانند قول عبيد اللّه بن قيس :
تولّى قتال المارقين بنفسه * و قد اسلماه مبعد و حميم
يعنى : مصعب بن زبير بنفس خويش متوجّه كشتن خوارج نهروان گرديد و بتحقيق او را تنها گذاردند دور و نزديك ( بيگانه و خويش ) .
شاهد در « اسلماه » است كه فاعلش « مبعد و حميم » بوده و آن تثنيه مىباشد و معذلك فعل به صيغه تثنيه آورده شده .
و نيز مانند قول شاعر :
نتج الرّبيع محاسنا * القحنها غرّ السّحائب
يعنى : گياه صاحب نتيجه و بهره شده است و ابرهاى سفيد باردار نمودهاند گياههاى نيكو را .