تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 717

مساهمون:

ص٧١٧
و قوله :
( نتج الرّبيع محاسنا ) * القحنا غرّ السّحائب
ترجمه و شرح : مصنّف مىگويد : زمانيكه فعل را به دو يا جمعى نسبت دادى مجرّد بياورش مانند : فاز الشّهداء . شارح گويد : مقصود اينستكه وقتى فاعل فعل اسم ظاهر و تثنيه يا جمع بود فعل را از علامت تثنيه يا جمع مجرّد بياور مانند : فاز الشّهدا ( شهيدان رستگار شدند ) . شاهد در « فاز » است كه فاعلش جمع و اسم ظاهر مىباشد لذا از علامت جمع مجرّد و به صيغه مفرد آمده . و مثل قام اخواك ( دو برادرت ايستادند ) . شاهد در « قام » است كه فاعلش اسم ظاهر و تثنيه بوده از اينرو آن را از علامت تثنيه مجرّد و به صيغه مفرد آورده‌ايم . و نظير : جائت الهندات ( هندات آمدند ) . شاهد در « جائت » است كه فاعلش اسم ظاهر و جمع مؤنّث است لذا آن را از علامت جمع مجرّد و به صيغه مفرد مؤنّث آورده‌ايم . سپس شارح گويد : آنچه گفته شد لغت مشهور بوده ولى گاهى هم اينطور نيست و شرحش آنست كه مصنّف در بيت بعدى گفته : مصنّف مىگويد : و گاهى « سعدا » و « سعدوا » گفته مىشود كه در اين هنگام فعل به اسم ظاهر اسناد داده مىشود نه به ضمير . شارح گويد : مقصود اينستكه گاهى با اينكه فاعل فعل اسم ظاهر و به صيغه تثنيه و