و قوله :
( نتج الرّبيع محاسنا ) * القحنا غرّ السّحائب
ترجمه و شرح :
مصنّف مىگويد :
زمانيكه فعل را به دو يا جمعى نسبت دادى مجرّد بياورش مانند : فاز الشّهداء .
شارح گويد :
مقصود اينستكه وقتى فاعل فعل اسم ظاهر و تثنيه يا جمع بود فعل را از علامت تثنيه يا جمع مجرّد بياور مانند : فاز الشّهدا ( شهيدان رستگار شدند ) .
شاهد در « فاز » است كه فاعلش جمع و اسم ظاهر مىباشد لذا از علامت جمع مجرّد و به صيغه مفرد آمده .
و مثل قام اخواك ( دو برادرت ايستادند ) .
شاهد در « قام » است كه فاعلش اسم ظاهر و تثنيه بوده از اينرو آن را از علامت تثنيه مجرّد و به صيغه مفرد آوردهايم .
و نظير : جائت الهندات ( هندات آمدند ) .
شاهد در « جائت » است كه فاعلش اسم ظاهر و جمع مؤنّث است لذا آن را از علامت جمع مجرّد و به صيغه مفرد مؤنّث آوردهايم .
سپس شارح گويد :
آنچه گفته شد لغت مشهور بوده ولى گاهى هم اينطور نيست و شرحش آنست كه مصنّف در بيت بعدى گفته :
مصنّف مىگويد :
و گاهى « سعدا » و « سعدوا » گفته مىشود كه در اين هنگام فعل به اسم ظاهر اسناد داده مىشود نه به ضمير .
شارح گويد :
مقصود اينستكه گاهى با اينكه فاعل فعل اسم ظاهر و به صيغه تثنيه و