تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 689

مساهمون:

ص٦٨٩
و نيز همچون قول اعرابى :
قالت و كنت رجلا فطينا * هذا لعمر اللّه اسرائينا
يعنى : در حالى كه من مرد زيرك و هوشيارى بودم آن زن گفت : به خدا قسم اين سوسمار از جمله مسخ‌شده‌هاى بنى اسرائيل است . شاهد در « قالت » است كه همچون « ظن » عمل كرده و دو مفعول يعنى « هذا » و « اسرائينا » گرفته است . و نيز مانند : اعجبنى قولك زيدا منطلقا ( بتعجّب آورد مرا گفتار تو كه گفتى زيد رهاكننده است ) . شاهد در « قولك » است كه مانند ظنّ عمل كرده و زيد مفعول اوّلش بوده و « منطلقا » مفعول دوّم آن مىباشد . و همچنين مانند : و انت قائل بشرا كريما ( تو مىگوئى كه بشر كريم است ) . شاهد در « قائل » بوده كه دو مفعول گرفته است اوّلى « بشرا » و دوّمى « كريما » . قوله : و انصب به مفعولين : ضمير در « به » به « القول » راجع است . قوله : و لكن لا مطلقا : يعنى نه بدون شرط . قوله : بل ان كان مضارعا : ضمير در « كان » به « القول » عود مىكند . قوله : بفتح الهاء : يعنى هاء در كلمه « مستفهما » . قوله : و ان لم ينفصل عنه : ضمير در « لم ينفصل » به « القول » و در « عنه » به مستفهما به عود مىكند . قوله : فان انفصل عنه : ضمير در « انفصل » به « القول » و در « عنه » به مستفهما به راجع است . قوله : فينصب به المفعولان : ضمير در « به » به « القول » عود مىكند .