و نيز همچون قول اعرابى :
قالت و كنت رجلا فطينا * هذا لعمر اللّه اسرائينا
يعنى : در حالى كه من مرد زيرك و هوشيارى بودم آن زن گفت :
به خدا قسم اين سوسمار از جمله مسخشدههاى بنى اسرائيل است .
شاهد در « قالت » است كه همچون « ظن » عمل كرده و دو مفعول يعنى « هذا » و « اسرائينا » گرفته است .
و نيز مانند :
اعجبنى قولك زيدا منطلقا ( بتعجّب آورد مرا گفتار تو كه گفتى زيد رهاكننده است ) .
شاهد در « قولك » است كه مانند ظنّ عمل كرده و زيد مفعول اوّلش بوده و « منطلقا » مفعول دوّم آن مىباشد .
و همچنين مانند :
و انت قائل بشرا كريما ( تو مىگوئى كه بشر كريم است ) .
شاهد در « قائل » بوده كه دو مفعول گرفته است اوّلى « بشرا » و دوّمى « كريما » .
قوله : و انصب به مفعولين : ضمير در « به » به « القول » راجع است .
قوله : و لكن لا مطلقا : يعنى نه بدون شرط .
قوله : بل ان كان مضارعا : ضمير در « كان » به « القول » عود مىكند .
قوله : بفتح الهاء : يعنى هاء در كلمه « مستفهما » .
قوله : و ان لم ينفصل عنه : ضمير در « لم ينفصل » به « القول » و در « عنه » به مستفهما به عود مىكند .
قوله : فان انفصل عنه : ضمير در « انفصل » به « القول » و در « عنه » به مستفهما به راجع است .
قوله : فينصب به المفعولان : ضمير در « به » به « القول » عود مىكند .