سپس مصنّف مىگويد :
و اگر بواسطه بعضى از اين امور سهگانه بين قول و ادات استفهام فاصله شود احتمال آن وجود دارد .
شارح گويد :
و هيچ ضررى در عمل « تقول » وارد نمىنمايد مانند :
أغدا تقول زيدا منطلقا ( آيا در فردا گمان مىكنى زيد را رهاكننده ) .
شاهد در فاصله شدن ظرف است بين همزه استفهام و « تقول » لذا عمل آن محفوظ مانده است .
و نيز مانند :
أ فى الدّار تقول عمرا جالسا ( آيا در خانه گمان مىكنى كه عمرو نشسته است ) .
شاهد در فاصله شدن شبه ظرف يعنى جارّ و مجرور است بين همزه استفهام و « تقول » لذا عملش محفوظ باقى مانده .
و همچنين مانند قول كميت بن زياد اسدى :
اجهّالا تقول بني لوىّ * لعمر ابيك ام متجاهلينا
يعنى : تو را بجان پدرت قسم مىدهم آيا قبيله بنى لوى را نادان مىدانى يا جهالت و نادانى را به خود بستهاند .
شاهد در فاصله شدن مفعول دوّم « تقول » يعنى « جهّالا » بين همزه استفهام و « تقول » .
پس از آن مصنّف گويد :
از نظر قبيله سليم كلمه « قول » مطلقا مانند « ظن » مىباشد مانند : قل ذا مشفقا ( گمان كن او را مهربان ) .
شارح گويد :
يعنى از نظر اين طايفه شرطى براى عمل و همچون ظن عمل كردن وجود ندارد ، مانند مثال مذكور در متن .