ترجمه :
و حال آنكه فاصله نشده باشد به غير ظرف يا مانند ظرف يا عمل و اگر بواسطه بعضى از اين امور سهگانه فاصله حاصل شود احتمالش وجود دارد .
متن : « 219 »
و اجرى القول كظنّ مطلقا * عند سليم نحو قل ذا مشفقا
تجزيه و تركيب
واو : به معناى استيناف .
اجرى : فعل ماضى ، مجهول ، از باب افعال ، متعدّى .
القول : مصدر ، نائب فاعل است براى « اجرى » .
كاف : جارّه .
ظنّ : مجرور به كاف ، متعلق به استقرّ ، حال است از « القول » .
مطلقا : حال مترادف است از « القول » يعنى حال است از نفس القول نه آنكه حال باشد براى ضمير در ظرف كه به « القول » راجع است .
عند : مضاف ، ظرف ، متعلّق به « اجرى » .
سليم : اسم ، مصغّر ، مضاف اليه .
نحو : مضاف ، خبر است براى مبتداء محذوف يعنى ضمير « هو » .
قل : فعل امر ، متعدّى به دو مفعول .
ذا : اسم اشاره ، مفعول اوّل براى « قل » .
مشفقا : مفعول دوّم براى آن و جمله « قل ذا مشفقا » مضاف اليه است براى « نحو » .
ترجمه :
كلمه « قول » نيز جارى شده است در حالى كه از نظر طائفه سليم مطلقا همچون « ظنّ » مىباشد مانند : قل ذا مشفقا .
شرح عربى :
( و كتظنّ اجعل ) [ فى المعنى ] القول جوازا و انصب به مفعولين و لكن