ترجمه و شرح :
مصنّف گويد :
جايز ندان در اينجا بدون دليل دو مفعول يا يكى از آنها حذف شوند .
شارح گويد :
برخى از ادباء در صورت وجود فائده حذف دو مفعول يا يكى از آنها را تجويز كردهاند مانند قول اهل لسان كه مىگويند : من يسمع يخل ( كسى كه بشنود گمان مىكند ) .
شاهد در حذف دو مفعول « يخل » است و تقدير چنين مىباشد : من يسمع يخل مسموعه صادقا
بخلاف موردى كه فايده يافت نشود كه در آنجا حذف جايز نيست مانند اكتفاء نمودن بركلمه « اظنّ » چه آنكه انسانى يافت نميشود كه از ظنّى از ظنون خالى باشد .
و بهرتقدير طبق آنچه مصنّف در متن آورده اگر دليلى بر خلاف مفعول يافت شود حذف را جايز بدان همچون فرموده حقتعالى :
اين شركائى الّذين كنتم تزعمون .
( كجايند ) شركاى من كه آنها را همتاى من مىپنداشتيد ) .
شاهد در « تزعمون » است كه بقرينه « شركائى الخ » دو مفعولش حذف شده و تقدير تزعمونهم شركائى مىباشد .
و نيز مانند قول عنترة بن شدّاد :
و لقد نزلت فلا تظنّى غيره * منّى بمنزلة المحبّ المكرم
يعنى : همانا برمن فرود آمدى تو كه مىباشى نزد من بمنزله دوست گرامى پس مپندار غير اين امر را واقع از جانب من .
شاهد در حذف مفعول دوّم « تظنّ » يعنى « واقعا » بوده كه بواسطه وجود قرينه در كلام حذف شده .
قوله : و لا تجز هنا : مشار اليه « هنا » باب افعال قلوب است .
قوله : و اجازه بعضهم : ضمير منصوبى در « اجازه » سقوط بلا دليل راجع