منصوب گردد مانند :
لا صاحب برّ ممقوت ( جنسى نيكوكار مورد غضب نمىباشد ) .
شاهد در « صاحب » است كه اسم « لاء » بوده و به نكره يعنى « برّ » اضافه شده فلذا منصوب گرديده است .
و همنين است اگر اسم لاء شبيه به مضاف باشد و مقصود از « شبه مضاف » عبارتى است كه جزء دوّمش متمّم آن باشد مانند :
لا قبيحا فعله محبوب : ( كسى كه فعلش قبيح و ناپسند است مورد حبّ و محبّت ديگران نمىباشد ) .
شاهد در « قبيحا فعله » است كه اسم لاء بوده و چون شبه مضاف مىباشد واجب است منصوب گردد .
مصنّف گويد :
و پس از آن خبر را ذكر نما در حالى كه به آن رفع مىدهى .
شارح گويد :
مشار اليه « ذاك » اسم لاء بوده و « رافعه » حال است از فاعل در « اذكر » بنابراين معناى عبارت چنين مىشود :
و بعد از اسم لاء خبر را بياور در حالى كه آن را بواسطه لاء رفع مىدهى چنانچه قبلا شرحش گذشت .
مصنّف گويد :
مفرد را تركيب نما در حالى كه به آن فتحه مىدهى .
شارح گويد :
مقصود اينستكه اسم لاء را كه مفرد است با آن تركيب كن .
و مراد از « مفرد » اسمى است كه مضاف و شبه مضاف نباشد و بهرحال پس از آنكه مفرد را با « لاء » تركيب نمودى آن را برفتح يا چيزى كه قائممقام فتحه است مبنى بگردان زيرا عبارتى كه مركّب است از « لاء » و اسم مفرد متضمن معناى « من » جنسيّه است پس چون شباهت معنوى بحروف
المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 628
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٦٢٨