و ان كلّا لمّا ليوفينّهم .
( بدرستيكه جملگى را حقتعالى بجزاى اعمالشان مىرساند ) .
شاهد در « كلّا » است كه اسم « ان » مخفّفه بوده و هم برفع قرائت شده تا « ان » ملغى و مهمل از عمل باشد و هم به نصب خوانده شده تا « ان » عمل كرده باشد .
مصنّف گويد :
در وقتى كه « انّ » مهمل از عمل گردد لام لازم است .
شارح گويد :
مقصود اينستكه : وقتى « انّ » مخفّف گرديد و در نتيجه از عمل كردن مهمل شد لازم است برسر خبرش لام ابتدائيّه درآيد تا بدينوسيله توهّم نشود كه « ان » نافيه است حال اگر « ان » از عمل مهمل نبود يعنى با اينكه نونش مخفّف شده و تنوينش را حذف كردهايم به اسم نصب و به خبر رفع داده ديگر برسر خبرش لازم نيست لام درآوريم .
پس از آن مصنّف مىگويد :
و گاهى از آوردن لام مستغنى هستيم مشروط باينكه مراد متكلّم ظاهر و آشكار باشد .
شارح گويد :
ضمير در « عنها » به لام راجع بوده و كلمه « بدا » يعنى ظهر و حاصل آنكه :
گاهى با اينكه « ان » مهمل از عمل است از آوردن لام بىنياز مىباشيم و آن در جائى است كه مراد و مقصود متكلّم ظاهر و معلوم باشد مانند قول حكم بن حكيم نميرى :
انا ابن اباة الضيّم من آل مالك * و ان مالك كانت كرام المعادن
يعنى : منم فرزند آنان كه از ظلم و ستم آل مالك كراهت داشتند و بدرستيكه قبيله مالك معدنهاى كرامت و بزرگوارى بودند .