تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 608

مساهمون:

ص٦٠٨
و ان كلّا لمّا ليوفينّهم . ( بدرستيكه جملگى را حقتعالى بجزاى اعمالشان مىرساند ) . شاهد در « كلّا » است كه اسم « ان » مخفّفه بوده و هم برفع قرائت شده تا « ان » ملغى و مهمل از عمل باشد و هم به نصب خوانده شده تا « ان » عمل كرده باشد . مصنّف گويد : در وقتى كه « انّ » مهمل از عمل گردد لام لازم است . شارح گويد : مقصود اينستكه : وقتى « انّ » مخفّف گرديد و در نتيجه از عمل كردن مهمل شد لازم است برسر خبرش لام ابتدائيّه درآيد تا بدينوسيله توهّم نشود كه « ان » نافيه است حال اگر « ان » از عمل مهمل نبود يعنى با اينكه نونش مخفّف شده و تنوينش را حذف كرده‌ايم به اسم نصب و به خبر رفع داده ديگر برسر خبرش لازم نيست لام درآوريم . پس از آن مصنّف مىگويد : و گاهى از آوردن لام مستغنى هستيم مشروط باينكه مراد متكلّم ظاهر و آشكار باشد . شارح گويد : ضمير در « عنها » به لام راجع بوده و كلمه « بدا » يعنى ظهر و حاصل آنكه : گاهى با اينكه « ان » مهمل از عمل است از آوردن لام بىنياز مىباشيم و آن در جائى است كه مراد و مقصود متكلّم ظاهر و معلوم باشد مانند قول حكم بن حكيم نميرى :
انا ابن اباة الضيّم من آل مالك * و ان مالك كانت كرام المعادن
يعنى : منم فرزند آنان كه از ظلم و ستم آل مالك كراهت داشتند و بدرستيكه قبيله مالك معدنهاى كرامت و بزرگوارى بودند .