شارح گويد :
طبق گفته مصنّف لام برسر خبر منفى نبايد دربيايد و در قول ابى حزام كه لام برخبر منفى داخل شده شاذ و خلاف قاعده مىباشد وى گفته است :
و اعلم انّ تسليما و تركا * للا متشابهان و لا سواء
يعنى : ميدانم بدرستيكه سلام گفتن برمردم و ترك آن محقّقا با هم متشابه و متساوى نمىباشند .
شاهد در « للا متشابهان » بوده كه با منفى بودنش با لام ابتدائيّه مصاحبت كرده .
پس از آن مصنّف مىگويد :
از بين افعال فعلى كه مانند « رضى » است پهلوى « لام ابتدائيّه » درنمىآيد .
شارح گويد :
مقصود از « فعل مانند رضى » فعل ماضى متصرّى است كه از « قد » عارى و برهنه باشد و حاصل آنكه :
اگر خبر « انّ » فعل ماضى متصرّف مجرّد از « قد » باشد همچون « رضى » يا جلس و يا قام و يا امثال اينها هرگز لام برسرش داخل نميشود بخلاف آنكه هركدام از اين قيود منتفى باشد يعنى خبر يا فعل غير ماضى بوده مانند :
انّ زيدا ليرضى ( بدرستيكه زيد هرآينه خشنود مىشود ) .
يا ماضى غير متصرّف باشد همچون :
انّ زيدا لعسى ان يقوم ( بدرستيكه زيد هرآينه اميد آنست كه بايستاد ) .
كه در ايندو مثال همانطورى كه ملاحظه مىشود « لام ابتدائيّه » برسر خبر درآمده .
پس از آن مصنّف مىگويد :
و گاهى ماضى متصرّف پهلوى لام قرار مىگيرد در حالى كه قبلش كلمه