ابتدائيّت برسرش درآيد ) .
و همچنين صحيح نيست گفته شود :
انّ زيدا لطعامك لآكل .
( شاهد است براى آن جائى كه لام برسر معمول متوسط درآمده لذا دخولش برسر خبر ديگر صحيح نيست ) .
و امّا دخولش برسر ضمير فصل مانند فرموده حقتعالى :
انّ هذا لهو القصص الحقّ .
( بدرستيكه اين داستان حقيقتا سخن حق و راستى است ) .
شاهد در « لهو » است كه « لام ابتدائيّت » برسر ضمير فصل درآمده .
وجه تسميه ضمير فصل به اين نام آنست كه چون بين صفت و خبر جدائى و فاصله مىاندازد مثلا در آيه شريفه بعد از توجّه بوجود ضمير « هو » به خوبى درمىيابيم كه « القصص » خبر است نه صفت براى « هذا » .
و امّا اينكه مصنّف گفت مورد سوّم آنجائى است كه قبل از اسم مدخول لام خبر حلول كرده باشد .
بايد بگوئيم دخول « لام » منحصر به آن نبوده بلكه اگر معمول خبر نيز حلول كرده باشد كافى است كه « لام » برسر اسم مزبور داخل گردد مشروط باينكه معمول خبر ظرف يا جارّ و مجرور باشد مانند فرموده حقتعالى :
انّ علينا للهدى ( بدرستيكه برما است هدايت و راه يافتن ) .
يا مثل :
انّ فيك لزيد راغب ( بدرستيكه در تو زيد رغبت و ميل دارد ) .
در مثال اوّل مورد شاهد « للهدى » است كه « لام ابتدائيّت » برسرش داخل شده و قبل از آن معمولش كه از قبيل جارّ و مجرور بوده حلول نموده و در مثال دوّم مورد شاهد « لزيد » مىباشد كه قبل از آن معمولش كه ظرف يعنى « فيك » است قرار گرفته .
قوله : و اخّرت الى الخبر : ضمير در « اخّرت » به لام راجع است .
المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 595
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٥٩٥