شده فلذا خبرش محذوف است و تقدير كلام « لعمرك قسمى » مىباشد .
و اگر مبتداء صريح در قسم نباشد حذف خبرش واجب نيست مانند كلمه « عهد اللّه » كه گاه در معناى قسم استعمال شده مانند :
عهد اللّه لافعلنّ ( قسم به خداوند متعال هرآينه بجاى خواهم آورد ) كه خبر در اينمثال حذف شده و تقديرش : عهد اللّه علىّ مىباشد ولى اينحذف واجب نيست .
و زمانى در غير معناى قسم به كار مىرود مثل اينكه مىگويند :
عهد اللّه يجب الوفاء به ( وفاء بعهد خداوند واجب است ) .
قوله : كلو لا فيما ذكر لوما : يعنى همانطورى كه لو لا امتناع جواب را بوجود شرط مرتبط مىسازد « لوما » نيز چنين بوده و احكام ديگرى كه براى لو لا ذكر شد عينا در لوما جارى است مانند : لوما زيد لاكرمتك يعنى لوما زيد موجود لاكرمتك .
قوله : صرّح به ابن النّحاس : ضمير در « به » به مانند بودن لوما به لو لا راجع است .
قوله : و فى المبتداء الواقع نصّ يمين : منظور از « نصّ يمين » آنست كه مبتداء ذاتا قسم باشد مانند كلمه « عمر » بفتح عين كه به معناى جان و عمر مىباشد .
قوله : اى قسمى : يعنى خبرش كلمه « قسمى » است كه حذف شده .
قوله : فان لم يكن نصّا فى اليمين : ضمير در « لم يكن » به مبتداء عود مىكند .
قوله : لم يجب الحذف : يعنى حذف خبر واجب نيست بلكه جايز است .
متن : « 139 »
و بعد واو عيّنت مفهوم مع * كمثل كلّ صانع و ما صنع
تجزيه و تركيب
واو : عاطفه