معرفه بوده و از حيث تعريف در يك رتبه باشند لازم است اوّلى را مبتداء فرض نموده و دوّمى را خبر مانند فرموده حضرت امير المؤمنين عليه السّلام :
يا كميل اخوك دينك فاحتط لدينك بما شئت .
( اى كميل برادر تو دين تو مىباشد پس تا آن جائى كه مىتوانى براى دينت احتياط بنما ) .
شاهد در « اخوك دينك » بوده كه « اخوك » مبتداء بوده و « دينك » خبر آن مىباشد .
سپس شارح گويد :
از كلام مصنّف در اينجا اينطور استفاده مىشود كه اصل در مبتداء تقديمش برخبر مىباشد .
مؤلّف گويد :
وجه استفاده مزبور اينستكه وقتى مصنّف حكم نمود باينكه اصل در خبر تأخير آن از مبتداء است مقتضاى مقابله آنست كه در قبال آن اصل در مبتداء تقديمش برخبر است .
قوله : ان تؤخّرا : الف در « تؤخّرا » اطلاقى است .
قوله : لانّها وصف : ضمير در « لانّها » به اخبار راجع است .
قوله : فحقّها التأخير : ضمير در « حقّها » به اخبار برمىگردد .
قوله : كالوصف : يعنى همانطوريكه در وصف حقّ اينستكه از موصوف مؤخّر واقع شود .
قوله : و جوّزوا التّقديم لها : ضمير در « لها » به اخبار راجع است .
قوله : حاصل بذلك : مشار اليه « ذلك » تقديم خبر برمبتداء مىباشد .
قوله : و فهم من كلامه : يعنى من كلام المصنّف .
متن : « 129 »
فامنعه حين يستوى الجزأن * عرفا و نكرا عادمى بيان