مجنى عليه نيز تنها چشم جانى را استيفاء بنمايد بدون اينكه امر ديگرى ثابت باشد اعمّ از آنكه جانى صاحب يك چشم بوده و مجنى عليه دو چشم داشته يا هردو صاحب دو چشم باشند ، لذا مجيب در جواب از اين استدلال مىفرمايد :
اين تعزير موقوف بر آن است كه كلمه [ العين ] افاده عموم بكند در حالى كه چنين نيست زيرا كلمه مزبور مفرد محلّى بالف و لام بوده و آن از الفاظ عموم نمىباشد .
و امّا در جواب از اصل گفتهاند : الاصل اصل حيث لا دليل يعنى زمانى مىتوان به اصل تمسّك جست كه در مقابلش دليلى نباشد ، امّا با بودن دليل عدول از اصل لازم و واجب مىباشد چنانچه در مورد بحث با بودن حديث مذكور ديگر جاى استناد به اصل برائت نيست .
كلام برخى از علماء در جواب از آيه
بععضى از علماء در جواب از استدلال به آيه براى نفى ديه فرمودهاند
آيه شريفه حكايت از حكم مقرّر در تورات و اهل آن مىنمايد پس دلالتى ندارد بر اينكه ما نيز به آن ملزم و مكلّفيم تا در مقام نفى لزوم ديه به عمومش استدلال نمائيم .
جواب از كلام مذكور
شارح ( ره ) مىفرماين :
اين كلام مردود بوده و وجهش آن است كه اگرچه حكم مذكور از