اگر كسى با آلتى كه ندرتا كشنده است به كسى بزند بدون اينكه قصد كشتن وى را داشته باشد و اتّفاقا مضروب بميرد مانند زدن با چوب و عصاى غير ضخيم كه قدرت و قوّهاى نداشته و غالبا كشنده نيست ولى اتّفاقا منجر به قتل مضروب گرديد قاتل را قصاص نمىكنند .
شارح ( ره ) مىفرماين :
البته شرط است كه قاتل آلت مذكور را بدون اينكه قصد قتل داشته باشد بموضعى بزند كه موجب مردن نيست مثلا به شقيقه و مغز نزند بلكه به بدن يا دست و يا پاى ديگرى بزند و اتفاقا منجر بمرگ مضروب شود در اينجا ضارب را قصاص نمىكنند زيرا نه قصد قتل داشته و نه آلت غالبا قتاله و كشنده بوده و نه عضو مورد ضرب عادتا مظان قتل بوده از اينرو قتل مزبور شبيه خطاء مىباشد كه موجب قصاص نيست .
مرحوم شيخ طوسى در اينجا قولى دارند كه قتل ياد شده عمد مىباشد و مدرك ايشان روايات ضعيعفه يا مرسلهاى است كه در دماء معصومه و نفوس عفيفه به اين قبيل روايات نمىتوان اعتماد كرد .
قوله : و انتفاء القتل بذلك عادتا : مشار اليه [ ذلك ] ما يقتل به مىباشد .
قوله : قول بانّه هنا عمد : ضمير در [ بانّه ] به قتل راجع بوده و مشار اليه [ هنا ] موردى است كه آلت ، ما يقتل به نادرا باشد .
قوله : الى روايات ضعيفه : مقصود روايتى است كه مرحوم شيخ الطائفه آن را در كتاب نهذيب ج ( 10 ) ص ( 156 ) باينشرح نقل فرموده :
احمد بن محمّد ، از علىّ به الحكم ، از علىّ بن ابى حمزه ، از ابى بصير قال :
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 18
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٨