اينكه نامى از اشتداد در آنها برده شده باشد .
بلى ، البته كسانى كه عصير عنبى را نجس ميدانند ، حصول نجاست را مشروط به دو امر يعنى حصول غليان و تحقق اشتداد قرار دادهاند و مرحوم مصنف در اينجا تحريم را مشروط به حصول هردو وصف قرار داده و اين فتوى از ايشان با اطلاق كلمات سايرين و همچنين فرمايش خود ايشان در ساير مواضع مغايرت دارد چه آنكه گفتيم وى در ساير عبارات تحريم را بر حصول صرف غليان مترتّب فرموده است .
ولى در عين حال مىتوان با بيانى كه خود ايشان در كتاب ذكرى فرمودهاند اين تغاير بين عبارات را مرتفع ساخت و آن اينستكه :
ايشان در كتاب ذكرى فرمودهاند : بين غليان و اشتداد تلازم بوده و از يكديگر منفك نمىباشند چه آنكه اشتداد مسبّب است از غليان و پرواضح است كه مسبّب از سبب و به عكس سبب از مسبّب جدا نميباشد در نتيجه وقتى گفتيم حرمت به مسمّاى غليان حاصل مىشود در نهان اين عبارت اشتداد نيز نهفته بوده و هيچ نيازى بذكرش نميباشد لاجرم تصريح به اين قيد مفيد تأكيد مىباشد و بدين ترتيب تغايرى بين عباراتى كه تحريم را بر مطلق غليان مترتب نموده بدون ذكر اشتداد با عباراتيكه در اينجا نقل شد و طىّ آن تحريم معلّق بر هردو وصف قرار داده شده تغاير و اختلافى نمىباشد .
قوله : العصير العنبى : كلمه [ عصير ] فشرده شده و آب هرشيئى را گويند .
قوله : اذا غلا : مقصود از [ غليان ] جوش آمدن است كه لازمه آن اينست كه اسفلش به اعلا و اعلايش به اسفل مىرود پس تفسير مرحوم
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 8
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٨