فرع
[ وجوب دفع دزدى كه طالب نفس است ]
شرح فارسى :
مرحوم مصنف مىفرماين :
اگر دزد قصد نفسى را نموده و خواست او را به قتل رساند بر آن شخص واجب است در صورت امكان وى را دفع كند و در صورت عدم امكان لازمست فرار نمايد .
شارح ( ره ) در ذيل [ وجب دفعه ان امكن ] مىفرماين :
بر دافع واجب است در آنچه بواسطهاش سارق دفع مىشود بر اسهل فالاسهل اكتفاء كند يعنى حتى الامكان بآلتى خفيف و سبك قناعت نمايد و اگر دفع وى منحصر به كشتن بود اين امر جايز بوده و خون سارق البته هدر مىباشد .
و در ذيل [ و الّا يمكن دفعه وجب الهرب ] مىافزايند :
زيرا فرار يكى از افراد و مصاديقى است كه بواسطهاش و ضرر و خوف از نسى كه حفاظتش واجب است دفع مىشود .
پس از آن مىفرماين :
همانطورى كه سارق اگر قصد جان كسى را داشته باشد به منظور حفظ نفس دفع آن لازم و واجب است عينا در صورتى كه وى نيّت فساد داشته باشد مثلا به جوانى به قصد لواط يا بزنى به منظور زنا روى بياورد دفعش لازم و واجب مىباشد و حتى الامكان با آلت دفاعى لازم است او را از خود دفع كند و اگر دفعش منحصر به كشتن بود قتل او جايز بوده و خونش هدر است .
تنبيه
از اين عبارت اينطور فهميده مىشود كه اگر دزد صرفا طالب مال