ضبط كرده باشند ولى در اصطلاح عامّه مردم معناى ايندو همچون ديّوث بوده يا در معنائى نزديك به آن استعمال مىگردند .
و بعضى از اهل لغت گفتهاند :
قرنان به مردى گويند كه مردان اجنبى را بر دختران خود وارد مىكند و كشخان به كسى گفته مىشود كه اجانب را نزد خواهرانش ببرد .
قوله : فيجب الحدّ للمنسوب اليه : مقصود از [ منسوب اليه ] كسى است كه مورد قذف واقع شده .
قوله : مدلول هذه الالفاظ من الافعال : كلمه [ مدلول لهذه الالفاظ ] ممكنست نائب فاعل براى [ المنسوب اليه ] بوده و احتمال نيز دارد كه مبتداء و خبرش [ من الافعال ] باشد .
در صورت اوّل معناى عبارت چنين مىشود :
پس واجب است قائل را بخاطر كسى كه مدلول اين الفاظ به وى نسبت داده شده حدّ بزنند .
بنابراين [ من الافعال ] بيانست براى [ مدلول هذه الالفاظ ] .
و در فرض دوّم معنا اينست كه :
پس واجبست قائل را بخاطر منسوب اليه و مقذوف حدّ بزنند .
و مدلول و معناى اين الفاظ عبارتست از افعال خاصّى كه از اشخاص صادر مىشوند .
بنابراين [ من الافعال ] متعلّق به استقرّ بوده تا خبر باشد براى [ مدلول هذه الالفاظ ] .
قوله : و هو انّه قوّاد : ضمير [ هو ] به مدلول راجع بوده و ضمير در [ انّه ] به منسوب اليه و مقذوف عود مىكند .
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 299
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٢٩٩