تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 299

مساهمون:

ص٢٩٩
ضبط كرده باشند ولى در اصطلاح عامّه مردم معناى ايندو همچون ديّوث بوده يا در معنائى نزديك به آن استعمال مىگردند . و بعضى از اهل لغت گفته‌اند : قرنان به مردى گويند كه مردان اجنبى را بر دختران خود وارد مىكند و كشخان به كسى گفته مىشود كه اجانب را نزد خواهرانش ببرد . قوله : فيجب الحدّ للمنسوب اليه : مقصود از [ منسوب اليه ] كسى است كه مورد قذف واقع شده . قوله : مدلول هذه الالفاظ من الافعال : كلمه [ مدلول لهذه الالفاظ ] ممكنست نائب فاعل براى [ المنسوب اليه ] بوده و احتمال نيز دارد كه مبتداء و خبرش [ من الافعال ] باشد . در صورت اوّل معناى عبارت چنين مىشود : پس واجب است قائل را بخاطر كسى كه مدلول اين الفاظ به وى نسبت داده شده حدّ بزنند . بنابراين [ من الافعال ] بيانست براى [ مدلول هذه الالفاظ ] . و در فرض دوّم معنا اينست كه : پس واجبست قائل را بخاطر منسوب اليه و مقذوف حدّ بزنند . و مدلول و معناى اين الفاظ عبارتست از افعال خاصّى كه از اشخاص صادر مىشوند . بنابراين [ من الافعال ] متعلّق به استقرّ بوده تا خبر باشد براى [ مدلول هذه الالفاظ ] . قوله : و هو انّه قوّاد : ضمير [ هو ] به مدلول راجع بوده و ضمير در [ انّه ] به منسوب اليه و مقذوف عود مىكند .
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 299 | سيد محمد جواد ذهنى تهرانى