بگويد : ديّوث از دو حال خارج نيست :
ال : آنكه در عرف قائل كلمه مذكور به معناى مرد بىغيرت يعنى كسى كه اجانب را نزد همسرش مىبرد مىباشد .
ب : آنكه در عرفش اين معنا فهميده نشده بلكه صرفا دلالت بر فحش و ناسزا دارد .
در صورت اوّل : بايد قائل را بخاطر قذفى كه نمود حدّ بزنند چه آنكه طبق اين فرض قائل به همسر ديگرى نسبت زنا داده و واسطه آن را خود آن شخص معرفى كرده و اين معنا قطعا قذف محسوب شده كه به دنبالش حدّ ثابت مىشود .
و در صورت دوّم : بملاحظه اينكه لفظ مزبور و اشباه آن براى معناى قذف وضع نشده و اهل عرف نيز آنها را بحسب فرض در آن استعمال ننمودهاند بلكه صرفا به معناى فحش و ناسزائى هستند كه به حدّ قذف و نسبت دادن به فعلى كه موجب حدّ شرعى گردند نمىباشند از اينرو قائل را فقط تعزير بايد نمود چنانچه هركسى كه بديگر فحش داده و الفاظى را كه تكلّم به آنها حرام است استعمال كند حكمش چنين مىباشد
سپس مرحوم شارح بذكر معانى الفاظ مزبور پرداخته و مىفرماين :
ديّوث : طبق گفته جوهرى كسى استكه بىغيرت باشد .
و برخى ديگر از اهل لغت فرمودهاند :
ديّوث به مردى گويند كه اجانب را بر همسرش داخل نموده تا با وى عمل منافى انجام دهند .
اين معنا را تغلب كه يكى از لغويين به حساب مىآيد گفته است .
كشخان و قرنان : در كلمات عرب نديدم معنائى براى آن ثبت و
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 298
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٢٩٨