شرح فارسى :
[ كسى كه حد بر عهدهاش هست نبايد مجرم را رجم كند ]
مرحوم مصنف مىفرماين :
برخى از فقهاء فرمودهاند :
كسى كه براى حقتعالى در عهدهاش حدّ ثابت است مجرم را رجم و سنگسار نكند .
شارح ( ره ) مىفرماين :
دليل اين حكم ورود نهى از آن مىباشد ، منتهى كلام در اينستكه نهى در اينجا دلالت بر تحريم داشته يا براى كراهت مىباشد هردو امر محتمل است :
امّا احتمال كراهت بخاطر آنكه اصل عدم تحريم مىباشد .
و امّا احتمال بحرمت به جهت آنكه ظاهر نهى دلالت بر حرمت دارد .
سپس مىفرماين :
ظاهر عبارت مرحوم مصنف دلالت دارد بر اينكه قول مزبور على وجه التحريم است زيرا مصنف عليه الرحمه آن را بطور [ قيل ] حكايت فرمود كه اين تعبير مشعر به تضعيف آن مىباشد و پرواضح استكه اگر رأى قائل اين قول كراهت مىبود تضعيف و تمريض آن معنا نداشت چه آنكه در كراهت اين امر هيچ جاى توقّفى وجود ندارد و اين تحريم است كه محل صحبت و ترديد مىباشد .
قوله : للنّهى عنه : مقصود روايتى است كه مرحوم صاحب كافى آن را در ج ( 7 ) ص ( 188 ) به اين شرح نقل فرموده :
علىّ بن ابراهيم ، از احمد بن محمّد بن خالد رفعه الى امير المؤمنين عليه السلام قال :
اتاه رجل بالكوفه ، فقال : يا امير المؤمنين انّى زنيت ، فطهّرنى .