ابوينى او محسوب مىشوند يعنى برادر يا خواهر پدر و مادرى مادر ميّت به حساب مىآيند .
يا اگر از وى دائى ابوينى و ابى و امّى و خاله پدر و مادرى و پدرى و مادرى باقى مانده باشد حكم در اينجا آنست كه اقرباى پدرى بواسطه اقرباى ابوينى ساقط مىشوند و در طبقه ورّاث تنها اقرباى ابوينى و امّى باقى مىمانند لذا به كلاله مادرى اگر يكى بوده يك ششم ما ترك و در صورتى كه متعدّد باشند يك سوّم مال داده مىشود كه اين مبلغ را بين خود بطور تساوى تقسيم مىكنند ولو آنكه از حيث مذكّر و مؤنث بودن با هم اختلاف داشته باشند يعنى بعضى دائى مادرى ميّت و برخى خاله مادرى او باشند .
و آنچه از تركه باقى بماند به كلاله پدرى داده كه ايشان نيز آن را بين خود لازم است بالسّوية تقسيم نمايند چه آنكه اظهر اقوال اين است كه اخوال و خالات ابوينى نيز ارث را بايد بطور تساوى بين خويش تقسيم كرده بطورى كه سهم هر مذكّرى با مؤنث مساوى و يكسان باشد چه آنكه جملگى در اينكه بواسطه مادر ميّت با او منتسب و نزديك مىگردند با هم مساويند .
ولى در عين حال مرحوم شيخ طوسى در كتاب خلاف از برخى اصحاب نقل نموده كه ايشان فرمودهاند اخوال و خالات ابوينى مال را به طورى بايد بين خود تقسيم كنند كه بهر مذكّرى دو برابر مؤنث برسد ولى اين قول نادر القائل است و از اصحاب تعداد معدود و بسيار كمى آن را اختيار نمودهاند .
قوله : و لو اجتمعوا و تفرقوا : ضمائر جمع به اخوال عود ميكنند .
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 79
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٧٩