للذكر مثل حظّ الانثيين تقسيم نموده ولى اجداد مادرى ثلث مزبور را بالسّويّة بين خود توزيع مىنمايند .
شارح ( ره ) در ذيل فرع اخير يعنى اجتماع جدّ پدرى با جدّ مادرى مىفرماين :
اينكه مرحوم مصنف فرمودند سهم جدّ پدرى دو ثلث است كه بنحو اثلاثا يعنى للذكر مثل حظّ الانثيين تقسيم مىگردد و نصيب جدّ مادرى ثلث است كه بينشان بنحو تساوى توزيع مىشود در فرضى استكه اجداد از طرفين متعدّد فرض شوند يعنى هم از طرف پدر و هم از جانب مادر جدّ و جدّه موجود باشند و اين رأى مشهور از فقهاء است .
و در مقابل آن اقوال ديگرى وجود دارد كه تمام نادر مىباشند و از جمله آنها سه قولى است كه در ذيل نقل مىگردد :
الف : قول مرحوم صدوق :
ايشان فرمودهاند براى جدّ مادرى در صورتى كه با جدّ پدرى يا برادر پدرى اجتماع كند يك ششم مال ارث بوده و باقى آن را به جدّ پدرى يا برادر پدرى مىدهند .
ب : قول برخى ديگر :
ايشان فرمودهاند اگر از ميّت جدّه يعنى مادر مادر و خواهر ابوينى مانده باشد به جدّه سدس ما ترك را مىدهند .
ج : رأى بعضى ديگر كه فرمودهاند :
اگر از ميّت جدّه يعنى مادر مادر و جدّه پدرى يعنى مادر پدر باقى مانده باشند به مادر مادر سدس ما ترك و به مادر پدر نصف داده و باقى مانده مال را بين ايشان بالنّسبة توزيع مىنمايند .
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 6
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٦