قسمت مساوى تقسيم كرد و نصف آن را به زوج داده و نصف ديگرش را بين ورّاث ديگر تقسيم كرد لذا اگر اين نصف بر تمام ورثه بطورى تقسيم شد كه به هيچيك كسر وارد نشد مثل اينك از اطبقه دوّم تنها برادر ابوينى باقيمانده باشد كه تمام نصف را بوى مىدهند بدون وارد آمدن كسرى بوى عمل حسابى به همين جا خاتمه مىيابد و اگر تعداد ورثه بقدرى بود كه تقسيم نصف بر آنها مستلزم كسر باشد طبق آنچه انشاء اللّه به زودى شرحش خواهد آمد بايد عمل نمود تا فريضه را به عددى رساند كه وقتى سهام را از آن تقسيم مىكنند بهركدام از ورثه عدد صحيح و بدون كسر برسد و همچنين است اگر در مراتب ورّاث دو نصف بر اجتماع كنند همچون خواهر پدرى و زوج كه در اينجا نيز مال را به دو قسم تقسيم كرده و به هركدام نيمى از مال را اعطاء مىنمايند .
و اگر فريضه مشتمل بر ثلث يا دو ثلث و يا بر هردو مشتمل باشد بايد آن را از عدد سه حساب نمود و اگر بر ربع مشتمل باشد لازم است آن را از عدد چهار محاسبه كنند .
قوله : تخرج منه صحيحة : ضمير در [ تخرج ] به فروض و در [ منه ] به اقل عدد راجعست .
قوله : و هى خمسة : ضمير [ هى ] به مخارج راجعست .
قوله : الى ان تصححها من عدد ينتهى اليه الحساب : ضمير مؤنث در [ تصححها ] بفروض راجعست .
قوله : و ان اشتملت على ثلث : مثل اينكه از ميّت اقرباى مادرى باقى مانده باشند .
قوله : او ثلثين : مثل اينكه از ميّت دو خواهر ابوينى باقيمانده باشند .
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 306
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٣٠٦