قوله : فقد تركت امّها و اختها : ضمير در [ تركت ] به دخترى كه فوت كرده راجع بوده و مقصود از [ امّها ] خواهر بزرگترش بوده كه مادرش نيز محسوب مىشود و ضمائر در [ امّها ] و [ اختها ] به خواهرى كه فوت كرده راجع مىباشند .
قوله : فالمال لامّها : كه خواهر بزرگتر باشد و وجه ان اينستكه مادر طبقه اوّل بوده و خواهر طبقه دوّم و با وجود طبقه اوّل ارث را بطبقه بعدى نمىدهند .
قوله : دونهما : ضمير به دو دخترى كه از ميّت متولّد شدهاند و در واقع ميّت خواهر آن دو نيز محسوب مىشود راجعست .
قوله : ورثتها ابنتاها : ضمائر مجرورى بامّ كه خواهر دو دخترش مىباشد راجع است .
قوله : فان ماتت احديهما : ضمير در [ احديهما ] به دو دخترى راجع است كه از خواهر بزرگترشان متولّد شدهاند .
قوله : ورثتها الاخرى : يعنى خواهر ديگرش كه با هم از خواهر بزرگتر متولّد شدهاند راجعست و اين فرض در جائيست كه مادر نيز فوت كرده چه آنكه اگر وى نيز حيات داشته باشد وارث تنها او بوده و معنا ندارد بگوئيم تنها خواهر وارث او است .
قوله : و لو اولدها بنتا : اين عبارت اشاره بفرع ديگرى استكه در شرح توضيح داديم .
قوله : فما له بينهنّ : ضمير در [ ماله ] به واطى و در [ بينهنّ ] به سه دختر راجع است .
قوله : ورثتها الوسطى : ضمير مفعولى در [ ورثتها ] به عليا راجعست .
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 301
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٣٠١